حضور آنلاین الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، در نشست جامعه سیاسی اروپا در ارمنستان، بهعنوان رویدادی مهم سیاسی از منظر پویایی مثبت روند عادیسازی در منطقه ارزیابی میشود. تأکید دوباره رئیسجمهور آذربایجان بر پایبندی این کشور به صلح در جریان سخنرانیاش در این نشست نشان داد که اولویت اصلی باکو در مرحله کنونی، ثبات منطقهای است.
یکی از نکات قابل توجه، ارزیابی مثبت نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، از حضور الهام علیاف در این نشست و همچنین اعلام تمایل او برای شرکت در نشست مشابهی در سال ۲۰۲۸ در آذربایجان بود. این موضوع نشاندهنده گسترش فرصتهای گفتوگوی سیاسی میان دو طرف است.
حضور دو کشور که چند سال پیش در وضعیت جنگی قرار داشتند، اکنون در یک پلتفرم مشترک، تغییر فضای سیاسی در منطقه را نشان میدهد. افزایش توجه رهبران اروپایی به این منطقه نیز بیانگر آن است که قفقاز جنوبی دیگر تنها بهعنوان یک منطقه مناقشهخیز دیده نمیشود، بلکه بهعنوان منطقهای با اهمیت استراتژیک در حوزه انرژی، لجستیک و همکاریها ارزیابی میگردد.
اروپا با واقعیت ایجادشده توسط باکو کنار میآید
صمد سیدوف، رییس روابط بینالمللی مجلس جمهوری آذربایجان، اظهار داشت که سخنرانی آنلاین رئیسجمهور الهام علیاف در هشتمین نشست جامعه سیاسی اروپا در ایروان ، نقطه اوج این رویداد با حضور رهبران سیاسی اروپا بود.

او در گفتوگو با اپا گفت که برگزاری این نشست در ارمنستان، حضور رهبران اروپایی در آن و بررسی موضوعات مختلف، و همچنین نزدیکی ایروان به اروپا، همگی بر اساس واقعیت جدیدی است که توسط رئیسجمهور آذربایجان وجود آورده است.
وی افزود: «اگر این واقعیت وجود نداشت، اگر ما در جنگ پیروز نمیشدیم، ریشههای جداییطلبی را از بین نمیبردیم، به اشغال پایان نمیدادیم، ارمنستان را به روابط عادی دعوت نمیکردیم و ارمنستان نیز این روابط را نمیپذیرفت، هیچگونه نزدیکی میان ارمنستان و اروپا شکل نمیگرفت. بنابراین، عامل اصلی این نشست و معمار آن، در قالب آنلاین پیامی به رهبران سیاسی اروپا فرستاد که بله، گردهمآیی شما و بحثهایتان امر مثبتی است، میتوانید در آنجا نشست برگزار کرده و از ارمنستان حمایت کنید، اما نباید فراموش کنید که تضمینکننده عالیترین سطح صلح میان آذربایجان و ارمنستان، سیاستی است که رئیسجمهور آذربایجان دنبال میکند.»
به نظر رئیس کمیته، این تنها پیامی از سوی رئیسجمهور نیست، بلکه واقعیتی است که اکنون رهبران سیاسی اروپا نیز آن را درک کردهاند: «بله، آنها در آنجا حضور داشتند، نشست برگزار کردند و روابط اروپا و ارمنستان را توسعه دادند. اما پیش از آن نشست، در جریان آن و بلافاصله پس از آن، به آذربایجان آمده و برنامههای خود را در هماهنگی با باکو پیش میبرند. سفر جورجیا ملونی به آذربایجان، سپس سفر کایا کالاس بهعنوان نماینده رهبری سیاسی اروپا، و پیش از آن نیز برگزاری چندین دیدار در گابالا، همگی نشاندهنده همین موضوع است.»
سخنرانی الهام علیاف پیام همکاری منطقهای بود
به باور گیل میهایلی، مفسر سیاسی فرانسوی، حضور آنلاین و سخنرانی الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، در نشست جامعه سیاسی اروپا در ارمنستان، خود به اندازه هر بیانیه رسمی، پیام سیاسی قدرتمندی محسوب میشود.
![]()
او در گفتوگو با آپا بیان کرده است که پس از جنگ دوم قرهباغ، حضور آنلاین رئیسجمهور آذربایجان در نشست برگزارشده در ارمنستان و همچنین سخنرانی او در آن، نشان میدهد که این کشور اکنون به مناقشه بهعنوان موضوعی پایانیافته نگاه میکند.
وی افزود: «این سخنرانی همچنین نشان میدهد که نتایج نظامی بهدستآمده در خدمت تقویت یک نظم سیاسی پایدار و روندی باثبات از حلوفصل قرار گرفته است. رئیسجمهور الهام علیاف با ترکیب موضع روشن خود درباره دستورکار صلح، با درخواستهایی برای عادیسازی سیاسی و توسعه روابط متقابل، بهویژه از طریق کریدورهای منطقهای همکاری، آذربایجان را بهعنوان کشوری با دستورکار مشخص معرفی میکند و این روند را در چارچوب گستردهتر سیاسی اروپا قرار میدهد. این رویکرد موسوم به «اروپاییسازی» از یک سو بهعنوان ابزاری برای متوازنسازی نفوذ روسیه در منطقه تلقی میشود و از سوی دیگر بهعنوان چارچوبی برای همسو کردن روند عادیسازی میان رقبا با منافع اقتصادی و امنیت انرژی در نظر گرفته میشود.»
روند عادیسازی در قفقاز جنوبی در حال تقویت است
به گفته شِرحدهنده سیاسی ارمنی، ایشخان وردیان، سخنرانی رئیسجمهور الهام علیاف در این نشست با محتوای سازنده و مثبت خود مورد توجه قرار گرفته است.
![]()
وی در گفتوگو با آپا تأکید کرده است که در این سخنرانی تنها بر پایبندی طرف آذربایجانی به دستورکار صلح تأکید نشده، بلکه پیامهایی نیز درباره شکلدهی آیندهای مبتنی بر ثبات بلندمدت، امنیت و همکاری متقابل در منطقه مطرح شده است.
وی افزود: «رئیسجمهور در سخنان خود بر این نکته تأکید کرد که در قفقاز جنوبی واقعیتهای سیاسی جدیدی در حال شکلگیری است و در این مرحله، اولویت اصلی فاصله گرفتن از گفتمان منازعه و تقویت روند پایدار صلح و عادیسازی بر پایههای نهادی است.»
قطعنامههای بیمورد و بیاساس پارلمان اروپا
در شرایطی که در دستورکار صلح میان آذربایجان و ارمنستان پویایی مثبتی مشاهده میشود، رفتوآمدهای متقابل در سطح رسمی و جامعه مدنی افزایش یافته، روابط اقتصادی گسترش پیدا کرده و حملونقل ترانزیتی در حال انجام است، تصویب قطعنامههای ضدآذربایجانی در پارلمان اروپا پرسشهای جدی ایجاد میکند. در مرحلهای که ارمنستان دیگر ادعاهای رسمی علیه آذربایجان مطرح نمیکند و دو طرف در مسیر صلح گام برمیدارند، تصویب یک قطعنامه جانبدارانه در تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۲۶، تنها چهار روز پیش از نشست جامعه سیاسی اروپا در ارمنستان، هیچ کمکی به روند صلح نکرده است.
در این قطعنامه که از اصطلاح «قرهباغ کوهستانی» استفاده شده—عنوانی که در نظام حقوقی و اداری جمهوری آذربایجان وجود ندارد—واقعیتهای حقوقی ایجادشده توسط باکو تحریف شده و بهطور غیرمستقیم رویکردهای جداییطلبانه مشروعیتبخشی شده است. همچنین مفاد مربوط به «حق بازگشت ارامنه قرهباغ» به شکلی یکجانبه مطرح شده که بهعنوان مداخله در امور داخلی آذربایجان تلقی میشود. ادعاهای مطرحشده در مورد «اسرا، بازداشتشدگان و گروگانهای ارمنی» نیز از نظر حقوقی غیرقابل قبول و مضر برای روند صلح ارزیابی میشود.
الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، نیز در تاریخ ۴ مه در جریان سخنرانی خود در هشتمین نشست جامعه سیاسی اروپا در ایروان به این موضوع اشاره کرده بود.

رئیسجمهور تأکید کرد که پارلمان اروپا بهجای حمایت از روند صلح، عملاً در حال تخریب و ایجاد اختلال در آن است. وی گفت: «از پایان جنگ دوم قرهباغ، تنها شش ماه بعد — از مه ۲۰۲۱ تا ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ — پارلمان اروپا ۱۴ قطعنامه علیه آذربایجان تصویب کرده که مملو از توهین و دروغ است. فقط تصور کنید: در پنج سال ۱۴ قطعنامه، این یک نوع اعتیاد است. آخرین مورد نیز فقط چهار روز پیش و عمداً در آستانه نشست سران تصویب شد. پارلمان اروپا بهجای رسیدگی به مشکلات اساسی مانند بیگانههراسی، اسلامهراسی، یهودستیزی، مهاجرت، رقابتپذیری و مسئله بیخانمانی، با نشر تهمت و دروغ آذربایجان را هدف قرار میدهد. دلیل این رفتار این است که آذربایجان تمامیت ارضی و حاکمیت خود را بازگردانده، به جداییطلبی پایان داده و عاملان جنایات جنگی را به عدالت سپرده است. در واکنش به این اقدامات، پارلمان آذربایجان در اول مه تصمیم رسمی برای تعلیق همکاری در تمامی حوزهها با پارلمان اروپا، پایان دادن به مشارکت در کمیته همکاری پارلمانی اتحادیه اروپا–آذربایجان و آغاز روند تعلیق عضویت در مجمع پارلمانی «آورونست» اتخاذ کرده است.»
صمد سیدوف نیز اعلام میکند که در شرایطی که ارمنستان و آذربایجان هیچ ادعایی علیه یکدیگر ندارند، قطعنامههای صادرشده از سوی یک بازیگر خارجی مانند پارلمان اروپا، اقدامی برنامهریزیشده، هدفمند و تحریکآمیز محسوب میشود.
«در داخل اروپا مشکلات بسیار زیادی وجود دارد؛ از جمله بحران مهاجرت، اسلامهراسی، بیگانههراسی، بحران اقتصادی، بحران ارزشها و موارد دیگر. آقای رئیسجمهور در سخنرانی خود بخشی از این مسائل را برشمرد. پارلمان اروپا مسئولیت حل این مشکلات را بر عهده دارد، اما چون قادر به حل آنها نیست، نهادهای اروپایی از طریق پارلمان اروپا تلاش میکنند توجه افکار عمومی اروپا را منحرف کنند و از این منظر، آذربایجان بهعنوان «هدف مناسبی» برای آنها انتخاب شده است. دلیل آن این است که آذربایجان خارج از اروپا قرار دارد و قصدی برای ورود به اروپا ندارد. به همین علت، نمایندگان پارلمان اروپا که از حل مشکلات خود ناتوان هستند، این هدف را برمیگزینند. متأسفانه، نهادها، سازمانها و برخی افراد مختلف، بهویژه لابی ارمنی، سازمانها و ساختارهای ارمنی، از این فرصت استفاده کرده و با پول، رشوه، ارتباطات غیرقانونی و ابزارهای نفوذ مجرمانه، برخی نمایندگان جانبدار و متمایل به فساد در پارلمان اروپا را با خود همراه کرده و این موضوعات را به دستور کار میآورند.»
به گفته رئیس کمیته، ساختارهای اروپایی امروز به این درک رسیدهاند که آذربایجان برای اروپا، برای آینده آن، و برای منافع اقتصادی، امنیتی، انرژی و لجستیکی آن بهاندازه آب و هوا حیاتی است. وی افزود: «طبیعتاً برای حفظ نفوذ خود و نگه داشتن موقعیتشان در این منطقه، به روشهای مختلف متوسل میشوند. از یک سو روابط برقرار میکنند و از سوی دیگر از طریق فرستادگان ویژه پارلمانی تلاش میکنند بر آذربایجان فشار وارد کنند و آن را تحت کنترل یا نفوذ خود نگه دارند.»
پارلمان اروپا از رویکرد متوازن فاصله میگیرد

به باور کارشناس فرانسوی، گیل میهایلی، قطعنامههای پارلمان اروپا عمدتاً تحت تأثیر مواضع سختگیرانه دیاسپورای ارمنی و همچنین منافع سیاسی داخلی در اروپا شکل میگیرند.
او تأکید کرده است که این قطعنامهها را میتوان بیشتر بهعنوان اسناد سیاسی دانست که زیر نفوذ منافع سیاسی داخلی اروپا و بهویژه گروههای سازمانیافته دیاسپورای ارمنی تدوین میشوند: «از این منظر، تصویب چنین قطعنامههایی اغلب نه ناشی از خط سیاسی عملگرایانه و متمایل به عادیسازی ایروان، بلکه نتیجه رویکردهای سختگیرانه و حداکثری محافل ارمنی فعال در اروپا و آمریکا است. بهویژه پس از جنگ دوم قرهباغ، این تفاوت بیش از پیش آشکار شده است. در حالی که مذاکرات وارد مرحلهای از مصالحه واقعی سیاسی و عادیسازی روابط میان دولتها شده، مواضع مرتبط با دیاسپورا در برخی موارد ماهیتی رادیکالتر پیدا کرده است. این موضوع به این معنا نیست که بروکسل و سایر پایتختهای اروپایی از پیامدهای منفی چنین قطعنامههایی بیاطلاع هستند. برعکس، این وضعیت نشان میدهد که پارلمان اروپا اغلب بیش از آنکه بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی تکیه کند، تحت تأثیر منافع سیاسی داخلی و محاسبات انتخاباتی عمل میکند.»
به گفته گیل میهایلی، برخلاف نهادهای اجرایی اتحادیه اروپا، پارلمان اروپا در برخی موارد از رویکرد متوازن فاصله گرفته و به یک بستر پیامرسانی سیاسی تبدیل شده است؛ جایی که بیانیههای هنجاری گاه بر ضرورتهای واقعی سیاست خارجی غلبه پیدا میکنند.
او در پایان جمعبندی کرده است: «از دیدگاه باکو، این قطعنامهها بهعنوان اقداماتی دیده میشوند که انتظارات حداکثری را در ارمنستان تقویت کرده و روند اعتمادسازی را دشوارتر میکنند. در داخل ارمنستان نیز چنین اسنادی برداشتهای نادرستی ایجاد میکند مبنی بر اینکه نهادهای اروپایی در عمل از مواضع سیاسی غیرقابل تحقق بهطور کامل حمایت خواهند کرد. در واقع، تناقض اصلی در این است که اتحادیه اروپا در سطح رسمی بر علاقهمندی خود به ثبات و صلح بلندمدت در قفقاز جنوبی تأکید میکند، اما برخی قطعنامههای تصویبشده در پارلمان اروپا رویکردهایی را بازتاب میدهند که با این هدف در تضاد است و بیشتر از انگیزههای سیاسی داخلی ناشی میشود.»
قطعنامههای ضد آذربایجانی پارلمان اروپا نیز به نفع ارمنستان نیست

در ارمنستان نیز کارشناسان نزدیک به حاکمیت نشان میدهند که از رویکردی عملگرایانهتر حمایت میکنند. آنها درک میکنند که پیوستن ارمنستان به مسیرهای ارتباطی منطقهای و گسترش فرصتهای همکاری اقتصادی بهطور مستقیم به ثبات وابسته است. به همین دلیل، تشدید دوباره لحن سیاسی میتواند برای ایروان نیز پرریسک باشد.
تحلیلگر ارمنی، ایشخان وردیان، نیز تأکید میکند که برخی قطعنامههای ضدآذربایجانی تصویبشده در ساختارهای اروپایی، بیش از آنکه بازتاب مواضع ارمنستان باشند، بیانگر منافع سیاسی همان محافلی هستند که آنها را مطرح میکنند.
وی گفته است: «قطعنامهها و بیانیههایی که گاه توسط ساختارهای مختلف اروپایی، چه در سطح سازمانهای بینالمللی و چه در سطح دولتهای مختلف، علیه آذربایجان مطرح میشوند، گاهی فضای منفی ایجاد میکنند. اما در بسیاری از موارد، این اسناد بدون اطلاع ارمنستان تصویب میشوند و ایروان نیز مانند رسانههای آذربایجانی بعدها از آنها مطلع میشود. این موضوع نشان میدهد که چنین بیانیههایی لزوماً در خدمت منافع سیاست خارجی ارمنستان نیستند و به نظر میرسد با نهادهای رسمی ارمنستان نیز هماهنگ نشدهاند. بنابراین، این ابتکارات بیشتر بازتابدهنده منافع طرفهایی است که آنها را تصویب میکنند و ارتباط مستقیمی با خطمشی سیاسی کنونی جمهوری ارمنستان ندارند.»
وردیان معتقد است که در شرایط ژئوپلیتیکی کنونی، تأثیر چنین قطعنامههایی بر روند عادیسازی در منطقه محدود است و بهتدریج اهمیت عملی سیاسی خود را از دست میدهند.
وی گفته است: «میتوان درباره ماهیت این منافع دیدگاههای مختلفی مطرح کرد، اما بهوضوح دیده میشود که در حال حاضر چنین قطعنامههایی بیشتر بهعنوان ادامه خطمشیهای سیاسی گذشته و با نوعی اینرسی تصویب میشوند. اگر در گذشته این نوع اسناد بیشتر و با شدت بالاتری مطرح میشدند، اکنون هم تعداد و هم تأثیر آنها بهطور محسوسی کاهش یافته است. بنابراین، صحبت از یک استراتژی هدفمند جدید نیست، بلکه بیشتر باقیمانده رویکردهای سیاسی گذشته است. نکته مهم این است که اینگونه بیانیهها در مرحله کنونی تأثیر جدی بر روند عادیسازی روابط میان ارمنستان و آذربایجان ندارند. در حال حاضر این روند بهتدریج به سمت همکاری سازنده حرکت میکند و در آینده نیز احتمال دارد اهمیت این قطعنامهها کاهش بیشتری پیدا کرده و حتی بهطور کامل از دستور کار خارج شوند.»
بر اساس آنچه در حال رخ دادن است، به نظر میرسد که در قفقاز جنوبی یک واقعیت سیاسی جدید در حال شکلگیری است و دستور کار اصلی دیگر تقابل نیست، بلکه عادیسازی، همکاری منطقهای و صلح پایدار است. حضور رئیسجمهور آذربایجان در نشست جامعه سیاسی اروپا و پیامهای مطرحشده در آن، بار دیگر نشان داد که باکو یکی از بازیگران اصلی روند صلح است. در عین حال، در داخل ارمنستان نیز تقویت رویکردهای عملگرایانه قابل توجه است.
در این چارچوب، برخی قطعنامههای ضدآذربایجانی در پارلمان اروپا بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیتهای سیاسی منطقه باشند، منعکسکننده منافع سیاسی داخلی اروپا و تأثیر محافل دیاسپورای ارمنی هستند. جمعبندی نهایی این است که اقدامات پارلمان اروپا نه تنها به روند صلح میان آذربایجان و ارمنستان کمکی نمیکند، بلکه در عمل به آن آسیب میزند و آن را دچار اختلال میسازد.