در روزهای اخیر، در رسانهها و محافل سیاسی آمریکا، بحثهای جدی درباره ادعای دونالد ترامپ علیه بیبیسی در جریان است. موضوع مربوط به برنامه «Panorama» شبکه پخش بریتانیا است که در اکتبر ۲۰۲۴ پخش شد و گفته میشود سخنان ترامپ در آن مونتاژ و تحریف شده است. این قسمت دقیقاً واکنش شدید رئیسجمهور آمریکا را به همراه داشت و او اعلام کرده که اگر بیبیسی این برنامه را تا ۱۴ نوامبر حذف نکند، دادخواستی یک میلیارد دلاری طرح خواهد کرد.
اصل موضوع این است که در برنامه، صحنههای مونتاژ شده تصویری ایجاد میکرد که گویا ترامپ به تصرف ساختمان کنگره فراخوانده است. در حالی که ترامپ در سخنرانی خود بر اهمیت بیان مواضع شهروندی بهصورت مسالمتآمیز تأکید کرده بود. این رسوایی حتی در داخل بیبیسی نیز تکانهای جدی ایجاد کرد و مدیرعامل شبکه، تیم دیوی، و رئیس بخش خبری، ديبورا تورنس ، مجبور به استعفا شدند.
این حادثه بهعنوان نمونهای مهم توجهها را به مسائلی چون اخلاق رسانهای، امنیت اطلاعات سیاسی و مکانیسمهای تأثیرگذاری بر افکار عمومی دوباره جلب میکند.
کارخانه جعل بیبیسی: چگونه سالهاست که حقیقت آذربایجان را تحریف میکنند؟

جعل اطلاعات غیرحرفهای بیبیسی در آذربایجان چیز جدیدی نیست. حتی در دوران جنگ میهنی، این رسانه مطالبی منتشر میکرد که حقیقت را درباره کشور ما منعکس نمیکرد و حقایق را تحریف میکرد. بهویژه در آن روزها، در رسانههای غربی، از جمله گزارشهای بیبیسی، خطی غالب بود که هدف آن تخریب تصویر آذربایجان بود.
بهعنوان ادامه این نوع تحریکات اطلاعاتی، در نوامبر ۲۰۲۴ و همزمان با میزبانی باکو از COP، بیبیسی و «Global Witness» اطلاعات دروغ جدیدی به نام مدیر اجرایی ارشد COP29 و معاون وزیر انرژی، النور سلطاناف، منتشر کردند.
النور سلطاناف به خبرگزاری آپا اعلام کرد که در فاصله ده ماه پیش از COP29 بیش از ۱۰۰۰ دیدار برگزار کرده و پیش از هر ملاقات تحقیقات زمینهای انجام داده است. این بار فردی که خود را نماینده یک شرکت آسیایی معرفی کرد برای ملاقات با او مراجعه کرد. اگرچه فرد بهطور مداوم تمایل خود را برای سرمایهگذاری در بخش نفت و گاز آذربایجان مطرح کرد، النور سلطاناف توضیح داد که COP29 پلتفرم مناسبی برای این موضوعات نیست. فرد با فرآیندهای COP آشنا نبود، النور سلطاناف در طول ملاقات با احترام رفتار کرد و اطلاعات کلی درباره سیاست اقلیمی آذربایجان، نقش گاز بهعنوان سوخت گذار، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و پروژههای انرژی سبز SOCAR ارائه کرد، اما تأکید کرد که COP مکان مناسبی برای بحث درباره موضوعات نفت و گاز نیست.
النور سلطاناف در پایان اعلام کرد که آماده است آن فرد را با SOCAR مرتبط کند. از آنجا که پیش از ملاقات درباره تصویربرداری توافق نشده بود، ویدیویی از آن جلسه وجود ندارد. بعدها مشخص شد که آن فرد در واقع مأمور «Global Witness» بوده و گفتوگو را بهصورت پنهانی ضبط کرده است. بیبیسی و «Global Witness» ادعا میکنند که النور سلطاناف در این ویدیو پنهانی در حال «مذاکره» و «کمک» به توافقات نفت و گاز با شرکت آسیایی است.
النور سلطاناف میگوید که در واقع هیچیک از این ادعاها پایه و اساس ندارد. او توضیح میدهد که طرف مقابل بهطور مداوم درباره نفت و گاز سؤال میکرد و او چارچوب COP را توضیح داده و گفته است که این موضوع در صلاحیت دفتر COP نیست و پیشنهاد داده است که سؤالات به SOCAR ارجاع شود: «بیبیسی و «Global Witness» عمداً این موضوع را بهعنوان «مذاکرات» دستکاری میکنند. خودِ «ضبط پنهانی» نیز اقدامی دستکاریکننده است، زیرا کاری که فرد انجام نداده باشد، حتی اگر پنهانی ضبط شود، قابل ثبت نیست و پاسخهای او بر اساس اجماع علمی و صلاحیتهای رسمی شفاف ارائه شده است. یعنی حتی اگر مأمور هویت خود را آشکار میکرد، همان پاسخها دریافت میشد. اصطلاحات «ضبط پنهانی»، «توافقهای فسیلی» و «مذاکرات» که برای ایجاد هیجان مطرح شدهاند، به واقعیت اشاره ندارند و بر سناریوی از پیش طراحیشده بیبیسی و «Global Witness» مبتنیاند. »
بیبیسی و «Global Witness» برای «اثبات» ادعاهای خود حداکثر شرایط مطلوب را برای خود فراهم کردند – شرکت جعلی، وبسایتهای ساختگی، نمایندهای در ظاهر دلسوز، ضبط پنهانی و روند طولانی آمادهسازی. با این حال، در نهایت از گفتوگوی ۲۵ دقیقهای تنها ۴۰ ثانیه را بریده و منتشر کردند که بخش عمده آن مربوط به سخنان نویسنده درباره پروژههای انرژی سبز است. ۹۸ درصد باقیمانده به دلیل آنکه با سناریوی آنان همخوانی نداشت، پنهان شد. این واقعیت نشان میدهد که حتی در «شرایط آزمایشگاهی ایدهآل» برای خودشان نیز نتوانستند ادعاهایشان را ثابت کنند. محتوای منتشرشده چیزی جز فرضیهای بیدلیل نیست و انتشار چنین کمپینی بدون هیچ سندی در روزهایی که کنفرانس اقلیمی سازمان ملل در باکو برگزار میشود، اقدامی غیرحرفهای و غیراخلاقی است.
افشای بیبیسی: رسوایی ترامپ سازوکار دستکاری رسانههای غرب را پس از سالها آشکار کرد

تحریف عمدی سخنان دونالد ترامپ توسط بیبیسی نه تنها نشانهای از رفتار غیرحرفهای، بلکه گواهی آشکار بر وجود جانبداری عمیق، نظاممند و برنامهریزیشده در سیاست اطلاعرسانی این نهاد است. این رویداد بار دیگر ثابت میکند که روایتهایی که بیبیسی در دوران جنگ میهنی علیه آذربایجان ساخته بود نیز بر پایه همان روششناسی شکل گرفته بود: خارج کردن مطالب از بستر اصلی، جعل ترتیب زمانی، ارائه گزینشی حقایق، اتکا به منابع یکجانبه و تدوینهای هدفمند سیاسی. این موضوع تصادفی نبود – بلکه جوهره خط تحریری بود که سالها ادامه داشت.
رسوایی ترامپ در واقع حقیقت را آشکار کرد: مهندسی اطلاعاتی که رسانههای غربی زیر نقاب «عینیتگرایی» انجام میدهند، اکنون از درون خودشان افشا میشود. اسنادی که یکی از کارکنان بیبیسی ارائه کرده، نشان میدهد اطلاعات منتشرشده از سوی این نهاد نه بر پایه واقعیت و حقیقت، بلکه مطابق با سفارشهای سیاسی تنظیم میشود.
حقایقی که امروز درباره دستکاری عمدی سخنان ترامپ منتشر شده، هم پوسیدگی عمیق در نظام رسانهای بینالمللی را آشکار میکند و هم کاملاً تأیید مینماید که اعتراضهایی که آذربایجان سالهاست از تریبونهای مختلف، از سازمان ملل گرفته تا نهادهای اروپایی، مطرح میکند، کاملاً بجا بوده است. افشای درونی بیبیسی نشان داد که سیاست اطلاعرسانی این نهاد نه در خدمت اصول روزنامهنگاری، بلکه در راستای اجرای سازوکارهای تأثیرگذاری سیاسی قرار دارد.
این حادثه دیگر فقط یک رسوایی رسانهای نیست - بلکه افشای عریان یک مکانیسم دستکاری است که رسانههای غربی سالهاست آن را پنهان کردهاند.