بیش از سه دهه از مطرحترین پلتفرمهای دیپلماسی بینالمللی، یعنی گروه مینسکِ سازمان امنیت و همکاری اروپا، امروز بهطور رسمی منحل شد. این گام نه تنها به معنای تعطیلی یک ساختار رسمی، بلکه به معنای فروپاشی کامل مدل میانجیگری در قفقاز جنوبی سه قدرت بزرگ - ایالات متحده، روسیه و فرانسه – است .اما برای آذربایجان، این تصمیم پایانِ مشروعِ سیاسیِ یک سازوکارِ متعلق به گذشته و تأییدِ بینالمللیِ واقعیتِ جدیدی است که کشور ایجاد کرده است .باکو «بازی مدیریت قدرتهای بزرگ» را که مدتها ادامه داشت، با اراده سیاسی خود به زبالهدان تاریخ سپرد.
گروه مینسک نقشی در حل مناقشه نداشته است

گروه مینسک در مارس ۱۹۹۲، در جریان مرحله نظامی مناقشه ارمنستان و آذربایجان، تأسیس شد. در تئوری، هدف ساده و روشن بود: آوردن طرفین به پای میز مذاکره، حل مناقشه از طریق ابزارهای دیپلماتیک و ایجاد چارچوبی برای صلح پایدار در منطقه.انتخاب آمریکا، روسیه و فرانسه بهعنوان رؤسای مشترک قرار بود به این مکانیزم میانجیگری قدرت و مشروعیت سیاسی بیشتری ببخشد.
با این حال واقعیت بهطور کامل به شکل دیگری پیش رفت. مکانیزم داخلی گروه بر رقابت میان قدرتهای بزرگ تکیه داشت. آمریکا و فرانسه ترجیح میدادند روابط خود را با ارمنستان حفظ کنند؛ از طرف دیگر، روسیه این منطقه را بخش جداییناپذیر حوزه نفوذ خود میدانست. در نتیجه، مأموریت میانجیگری به «تئاتر بینالمللی برخورد منافع» تبدیل شد.
در اینجا، منافع آذربایجان ضعیفترین خط مشی بود. باکو سالهاست که در این مورد آشکارا صحبت میکند: گروه مینسک در خدمت متوقف کردن درگیری بود، نه حل آن. نتایج ۳۰ سال این موضوع را تأیید کرد.
الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، طی سالهای گذشته بارها تأکید کرده است که گروه مینسک به ماموریت خود عمل نکرده است. رئیس دولت این سخنان را در دیدار با رؤسای مشترک که پس از جنگ میهنی از منطقه بازدید کردند، تکرار کرده بود.
«متأسفانه گروه مینسک هیچ نقشی در حل مناقشه ایفا نکرده است. در حالی که برای انجام این کار، گروه مینسک طی ۲۸ سال دارای مأموریت مربوطه بود. من در ۱۷ سال گذشته در مذاکرات شرکت کردهام. اما همانطور که در زمان جنگ گفتم، اگرچه گروه مینسک در زمینه ارائه ایدهها و فعالیت خلاقانه اقداماتی انجام داده است، اما هیچیک از این اقدامات نتیجهای نداشته است. واقعیت همین است.» -رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، الهام علیاف، این سخنان را در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰ هنگام پذیرش استفان ویسکونتی، همرئیس گروه مینسک از فرانسه، اندرو شوفر، همرئیس از ایالات متحده، میخائیل بوچارنیکوف، سفیر فوقالعاده و تامالاختیار روسیه در جمهوری آذربایجان و آنژی کاسپرشیک، نماینده شخصی رئیس فعال سازمان امنیت و همکاری اروپا، بیان کرده بود.
معادلسازی اشغالگر و اشغالشده

بیشترین انتقاد از جنبه فعالیتهای گروه مینسک، استراتژی آن مبنی بر «رویکرد متعادل با طرفین» بود. روی کاغذ این موضوع میتوانست رویکردی بیطرفانه به نظر برسد، اما از نقطه نظر منافع آذربایجان، این یک بیعدالتی دیپلماتیک بود. از آنجا که ارمنستان اشغالگر بود و سرزمینهای آذربایجان تحت اشغال بود، با وجود این، گروه مینسک با اشغالگر و سرزمین اشغالی به طور یکسان رفتار میکرد. به ویژه باید توجه داشت که میانجیها بدون در نظر گرفتن چهار قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد و همچنین اسناد تصویبشده توسط سازمانهای بینالمللی مختلف، در برابر هر دو طرف در فاصله برابر قرار نمیگرفتند و در برخی موارد حتی به ارمنستان ترجیح داده، از ابزارهای فشار علیه جمهوری آذربایجان استفاده میکردند.
این رویکرد ماهیت واقعی مناقشه را تحریف کرده و اقدامات مغایر با حقوق بینالملل ارمنستان را پنهان میکرد. نخبگان سیاسی جمهوری آذربایجان سالها این رویکرد را قاطعانه رد کرده و خواستار میانجیگری عادلانه بودند. اما در سایهٔ منافع بینالمللی، این درخواست شنیده نمیشد.
بزرگترین مشکل گروه مینسک این بود که از ابزارهای فشار استفاده نمیکرد. ایالات متحده، فرانسه و روسیه هر یک میتوانستند بهطور جداگانه بر ارمنستان فشار وارد کنند، اما هیچکدام این کار را انجام ندادند. دلیل آن نیز روشن بود: ارمنستان در پروژههای سیاسی غرب یک «شریک نمادین» بود و برای روسیه نیز حفظ «بیثباتی کنترلشده» بهمنظور نگه داشتن اهرمهای نفوذ در قفقاز جنوبی مفیدتر به نظر میرسد.
در نتیجه، مأموریت میانجیگری نه برای حل مناقشه، بلکه برای تداوم آن خدمت میکرد. دیپلماسی جمهوری آذربایجان در تمامی تریبونها بر این نکته تأکید میکرد: «گروه مینسک در پی منجمد کردن مناقشه است».

تغییر قدرت در ارمنستان در سال ۲۰۱۸، ورشکستگی بالفعل گروه مینسک را بیش از پیش تسریع کرد. دولت جدید ادعاهای «وضعیت» خود را افزایش داد، سعی کرد جداییطلبان قرهباغ را به میز مذاکره بکشاند و شرایط جدیدی را به این روند اضافه کرد. این امر ناممکن بودن مذاکرات واقعی را بیش از پیش عمیقتر کرد.
در این دوره، جمهوری آذربایجان دیگر دریافته بود که دستیابی به هرگونه نتیجه از طریق میانجیگری گروه مینسک امکانپذیر نیست. سفرهای رؤسای مشترک جنبهای نمادین داشت و بیانیههای آنان از الگوهای تکراری تشکیل میشد. با این حال، باکو در واقع به سمت یک راه حل نظامی-سیاسی برای این درگیری حرکت میکرد.
جنگ دوم قرهباغ: پایان گروه مینسک
جنگ ۴۴ روزه وطن تمام مشروعیت گروه مینسک را نابود کرد. جمهوری آذربایجان با اتکای به قدرت خود وضعیت موجود را تغییر داد، قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را بهتنهایی اجرا کرد، به اشغال پایان داد و کنترل کامل بر مرزهای دولتی را بازگرداند. آنچه گروه مینسک در ۳۰ سال نتوانست انجام دهد، ارتش آذربایجان در ۴۴ روز انجام داد.
پس از این مرحله، موضوعی برای فعالیت گروه مینسک بهطور فیزیکی باقی نماند. نه مسئله «وضعیت» وجود داشت، نه «خط مناقشه» و نه «موضوع مذاکره». این عملاً تحقق مرگ سیاسی گروه مینسک بود.
پس از جنگ وطن، جمهوری آذربایجان آشکارا اعلام کرد که نیازی به فعالیت گروه مینسک وجود ندارد. رئیسجمهور الهام علیاف این موضوع را در باکو به رؤسای مشترک گفته بود:
«با این سخنان، صحبتهایم را تمام میکنم تا شما را بشنوم، زیرا آمدن به اینجا فکر خودِ شما بود. میتوانم این را دوباره در برابر دوربینها هم بگویم. من گروه مینسک را به سفر دعوت نکردهام. اما وقتی به من اطلاع دادند که گروه مینسک میخواهد بیاید، گفتم بگذار بیایند، اعتراضی ندارم. شاید حرفهایی برای گفتن به من داشته باشند. اگر میخواهید این را جلوی دوربین بگویید، بفرمایید. اگر نمیخواهید، من به آنها میگویم بروند. هرطور که میخواهید. بفرمایید، من شما را میشنوم.»

این یک «اولتیماتوم ارائه شده به زبان دیپلماتیک» بود.
در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، این گروه عملاً فعالیت خود را متوقف کرد. در مذاکرات واشنگتن و بروکسل، خودِ ارمنستان نیز این واقعیت را پذیرفت. سرانجام، در سال ۲۰۲۵، شورای وزیران سازمان امنیت و همکاری اروپا رسماً روند انحلال گروه مینسک را تصویب کرد.این فقط یک تصمیم رسمی نبود - بلکه رسمیت بخشیدن به پیروزی دیپلماتیک آذربایجان در سطح نهادهای بینالمللی بود.
شکست ۳۰ ساله گروه مینسک
انحلال گروه مینسک ماهیت روابط بینالمللی در قفقاز جنوبی را تغییر داد. باکو ثابت کرد که عامل اصلی تعیینکننده نظم در منطقه، قدرتهای خارجی نیستند، بلکه خودِ منطقه است – بهویژه جمهوری آذربایجان.
امروز، هیچ درگیری در منطقه، هیچ جداییطلبی، هیچ موضوعی برای مذاکره و هیچ نقشی برای گروه مینسک وجود ندارد. واقعیت جدیدی که توسط آذربایجان ایجاد شده، تمام مدلهای میانجیگری ضعیف را از بین برده است.
زائور ممدوف، مشاور آکادمی حکومتداری تحت ریاست جمهوری و رئیس باشگاه دانشمندان سیاسی باکو، در گفتگو با خبرگزاری آپا درباره انحلال گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا اظهار داشت که پایان رسمی فعالیت این نهاد در سال ۲۰۲۵ بار دیگر نشان داد که این مکانیزم که طی ۳۰ سال نتیجهای نداشته و بهجای حل مناقشه، آن را منجمد کرده بود، در مقابل واقعیت ژئوپولیتیکی جدیدی که توسط جمهوری آذربایجان شکل گرفته، کاملاً بیاثر باقی مانده است.

زائور ممدوف گفت که فرآیند انحلال گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا با تصمیم شورای وزیران این سازمان در اول سپتامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و در تاریخ ۳۰ نوامبر بهطور رسمی به پایان رسید. به گفته او، در اولین روز هفته بیانیه ویژهای در این باره منتشر شد که باید آن را بهعنوان ادامه مسائلی که میان رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان در مذاکرات واشنگتن مورد توافق قرار گرفته بود، ارزیابی کرد.
این تحلیلگر سیاسی یادآوری کرد که پیش از این نیز طرف آذربایجان، از جمله دستیار رئیسجمهور حکمت حاجیاف، بارها در مورد انحلال گروه مینسک اظهار نظر کرده بود. همچنین، در پایان سال ۲۰۲۴، این موضوع عملاً به رسانهها درز کرد و گزارش شد که انحلال این سازمان تا حد زیادی در مذاکرات بین آذربایجان و ارمنستان حل شده است.
این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: «گروه مینسک در طول ۳۰ سال هیچ اقدام عملی انجام نداد. اگرچه پیشنهاداتی به طرفین ارائه شد، اما تفاوتی میان کشور اشغالگر و کشوری که مورد اشغال قرار گرفته بود قائل نمیشدند و هیچ فشاری بر ارمنستان وارد نمیشد. در حالی که اگر فرانسه، ایالات متحده و روسیه میخواستند، میتوانستند ارمنستان را به صلح مجبور کنند.»
این کارشناس افزود که امروزه رویکرد مشابه در مسئله اوکراین نیز مشاهده میشود. به گفته او، قدرتهای بزرگ گاهی اوقات از مناقشات بهعنوان موضوعی برای چانهزنی سیاسی میان خود استفاده میکنند.
وی گفت: «وضعیت مشابهی قبلاً در آذربایجان نیز رخ میداد. آنها میخواستند کمیتهای در قرهباغ ایجاد کنند، اما موفق نشدند. رئیسجمهور آذربایجان به خوبی حیلههایی که این کشورها در دورههای مختلف به کار برده بودند را درک میکرد. رهبر معظم، حیدر علیاف و رئیسجمهور الهام علیاف ماهیت گروه مینسک را بهخوبی میدانستند و وقتی زمان آن فرا رسید، جایگاه آنها را نشان دادند.»
زائور ممدوف خاطرنشان کرد که پیش از این آشکارا اعلام شده بود که پس از جنگ ۲۰۲۰ دیگر نیازی به گروه مینسک نیست. به گفته او، هنگامی که پس از جنگ نمایندگانی به باکو آمدند، سخنان رئیسجمهور الهام علیاف مبنی بر «من گروه مینسک را به سفر دعوت نکردهام. اما وقتی به من اطلاع دادند که گروه مینسک میخواهد بیاید، گفتم بگذار بیایند، اعتراضی ندارم. شاید حرفهایی برای گفتن به من داشته باشند. بفرمایید، شما را میشنوم» وضعیت واقعی این نهاد را نشان میداد.

او گفت: «این نهاد رسماً وجود داشت، حقوق دریافت میکرد، اما هیچ فعالیت واقعی نداشت. همه این را میدانستند.»
این کارشناس معتقد است که آذربایجان با واقعیت جدیدی که ایجاد کرد، مانع از آن شد که مسئله ارمنیها که سالها در منطقه مطرح بود، به عنوان ابزاری برای دستکاری مورد استفاده قرار گیرد. او در گفتوگو با خبرگزاری آپا گفت: «تلاش برای فعال کردن کارتهای قدیمی بینتیجه ماند. اگر اقدامات ضدتروریستی به موقع انجام نمیشد و فراخوانهای جداییطلبانه در مناطق کوهستانی قرهباغ ادامه مییافت، ممکن بود تلاشهایی برای بازگرداندن گروه مینسک به صحنه صورت گیرد. اما اقدامات بهموقع رئیسجمهور الهام علیاف مشکلات را پیشاپیش حل کرد.»
زائور ممدوف در پایان تأکید کرد که تصمیم انحلال گروه مینسک، آغاز مرحله جدیدی در منطقه است. او افزود: «دیگر هیچکس نمیتواند موسیقی قدیمی را دوباره اجرا کند. گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا وجود ندارد و هیچ قدرتی نمیتواند در امور داخلی جمهوری آذربایجان دخالت کند.»
انحلال گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا تنها به معنای رهایی از بازماندههای گذشته نیست، بلکه بهمعنای بهرسمیتشناختن سیاسی نظم جدید منطقهای نیز هست. این امر باید بهعنوان پیروزی سیاست حاکمیت باکو، تأیید اراده مستقل آن و شکست انحصارهای میانجیگری بینالمللی ارزیابی شود. جمهوری آذربایجان بازی دیپلماتیک ۳۰ ساله را به پایان رساند و نقشه سیاسی جدید قفقاز جنوبی را ترسیم کرد.