در سیاستِ بزرگ، جایی برای تصادف وجود ندارد. حتی رویدادهایی که در نگاه نخست کاملاً تصادفی به نظر میرسند، میتوانند با گذشت زمان به نمادهایی فراموشنشدنی از یک روند شکوهمند ژئوپلیتیکی تبدیل شوند. یکی از ویژگیهای مهم و بارزِ سیاستمداران بانفوذ و بزرگ این است که حتی یک رویداد کوچکِ رخداده در هر مراسمی با حضور آنان، میتواند با گذشت زمان به نشانهای از سیاستِ بزرگ تبدیل شود. اگر به تجربه سیاسی دولتهای جهان و همچنین به زندگینامه شخصیتهای برجستهای روی آوریم که نامشان در تاریخ بشریت ثبت شده است، با هزاران واقعیت و نمونه تأییدکننده این دیدگاه روبهرو خواهیم شد.
این روزها، رویدادهای سازمان همکاری شانگهای در جمهوری قرقیزستان در کانون توجه جامعه بینالمللی قرار دارند. رسانههای جهان و تحلیلگران در دیدارها و رویدادهای برگزارشده در چارچوب این مراسم، در جستوجوی معنای پیامهای پنهانِ مطرحشده هستند. هر یک از طرفهای شرکتکننده در چنین رویدادهای مهم ژئوپلیتیکی، ضمن دفاع از منافع ملی خود، میکوشد جایگاهی را که در نظام روابط بینالملل برای خود قائل است، به نمایش بگذارد. از تاریخ روابط بینالملل نیز بهخوبی میدانیم که گاه روند برگزاری تنها یک رویداد میتواند به حلوفصل مسائلی منجر شود که طی سالهای طولانی بیراهحل باقی ماندهاند.
با توجه به مطالب یادشده، میتوانیم بدون هیچ تردیدی این احتمال را مطرح کنیم که حضور رئیسجمهور الهام علیاف در رویداد مذکور و همچنین هر یک از دیدارهایی که در چارچوب این رویداد برگزار شدهاند، دارای اهداف و جهتگیریهای سیاسی مشخصی هستند. جامعه جهانی اکنون بهخوبی میداند که حضور جمهوری آذربایجان در هر پلتفرم بینالمللی هرگز تصادفی نیست و رهبر این کشور نیز صرفاً برای آنکه به مذاق فضای حاکم بر مناسبات بینالمللی «خوش بیاید»، هیچگاه سخنی تصادفی و بدون هدف بر زبان نمیآورد. بله، چنین رویکردی دقیقاً بیانگر اراده سیاسی و موضعی اصولگرایانه است.

در چارچوب رویداد یادشده، درباره دیدار برگزارشده میان رئیسجمهور الهام علیاف و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، در تاریخ ۳۱ اوت نیز هنوز بسیار سخن گفته خواهد شد و صدها و شاید حتی هزاران مقاله درباره آن نوشته خواهد شد. البته سیاستمداران آذربایجان و ایران در وهله نخست تلاش خواهند کرد دیدار مذکور را از منظر منافع کشورهای خود تفسیر کنند و درک چنین تلاشهایی از سوی آنان چندان دشوار نیست. اما با در نظر گرفتن محتوای این رویداد و با توجه به آنکه طی دوره گذشته بارها شاهد گامهای موفقیتآمیز رئیسجمهور الهام علیاف در مقام یک استراتژیست بودهایم، میتوانیم بهراحتی احتمال دهیم که دیدار مذکور، بهعنوان یک پیام، بیش از آنکه متوجه افکار عمومی داخلی آذربایجان و ایران باشد، خطاب به جامعه جهانی بوده است. از این رو، در این نوشته کوتاه که خواننده را به اندیشیدن فرامیخواند، تلاش کنیم به جای توجه به سخنان مطرحشده در چارچوب دیدار مذکور، بر صحنهای که شاهد آن بودهایم تمرکز کنیم.
تصویری که در جریان این دیدار شکل گرفت، در عین حال که باشکوه بود، حقیقتاً تنها شایسته سیاستمداران بزرگ است. بله، کسانی که به رئیسجمهور ایران به جای «ایستیسو»، «بارجوم» را پیشنهاد کردند، با چنین تحریک ارزانقیمتی تلاش داشتند این تصویر مهم ژئوپلیتیکی را مخدوش کنند. اما حرکت راهبردی رئیسجمهور الهام علیاف بار دیگر این تلاشهای نادرست را خنثی کرد. اینکه رئیسجمهور مسعود پزشکیان، به پیشنهاد رئیس دولت آذربایجان، آب «ایستیسو»ی کلبجر را ترجیح داد، به این معناست که دوران استفاده دیگر کشورها از منطقه ما بهعنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی دیگر به پایان رسیده است.
اگر کمی از اینگونه جزئیات «کوچک» و حاشیهایِ منحرفکننده ما از اهداف راهبردی فاصله بگیریم، میتوانیم تصویر ژئوپلیتیکی امیدبخش و باشکوهی را مشاهده کنیم. در این تابلوی فرضی، منظرهای را میبینیم که دلهای دوستدار ملت خود را به وجد میآورد و چشمهای کسانی را که با نگاه دوستی به دولت ما مینگرند، شاد میکند. خطوط اصلیای که این تابلو را باشکوه میسازد: صمیمیت دلنشین سران دو کشور علیرغم تمام تنشهای سپریشده؛ قرار گرفتن همزمان آب معدنی «ایستیسو»ی قرهباغ و آبهای معدنی باداملی و سیراب نخجوان روی میز که نمادهای پیروزی و فضای واحد ژئوپلیتیک و ژئواقتصادیِ حاصل از آن هستند؛ و برگزاری دیدار سران دو کشور دقیقاً در پسزمینهای از نقاشی مربوط به مراسم شکار اقوام ترک.
پیامهای سیاسی مناظری که برشمردیم از این قرار است: صمیمیت تجربه شده میان سران دو کشور نمیتواند از سوی کشور سوم با هدف روبهرو کردن ایران و آذربایجان با یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد؛ برای حفظ مناسبات قابل اعتماد بین ایران و آذربایجان نیازی به هیچ میانجیای نیست؛ وحدت جهان ترک به واقعیت جدید ژئوپلیتیک سیستم روابط بینالملل معاصر تبدیل میشود و این وحدت قادر است بر تمامی مکر و حیلهها فائق آید. بله، واژه «حیله» تصادفاً انتخاب نشده است؛ زیرا نقاشی آویخته بر دیوار اتاقی که این دیدار در آن برگزار شد، دقیقاَ به مراسم شکار روباه توسط اقوام ترک با استفاده از پرندگان شکاری اختصاص دارد. پیامها روشن است و نیتها آشکار: در واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی که در حال ساخت است، جایی برای «روباهها» وجود ندارد.