Bank Of Baku

دیدار تاریخی واشنگتن: کارشناسان آذربایجان و ارمنستان توافق‌های یک سال گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنند؟ - تفسیر

دیدار تاریخی واشنگتن: کارشناسان آذربایجان و ارمنستان توافق‌های یک سال گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنند؟ - تفسیر
# 08 اوت 2026 16:04 (UTC +04:00)

یک سال از توافقات به‌دست‌آمده بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ می‌گذرد. دیدار برگزارشده با حضور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پاراف توافق صلح بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان و تعهدات سیاسی پذیرفته‌شده توسط دو طرف، به یکی از مهم‌ترین رویدادهای دیپلماتیک دوره پس از مناقشه در قفقاز جنوبی تبدیل شد.

در طول یک سال گذشته، در روابط جمهوری آذربایجان و ارمنستان تغییرات متعددی رخ داده است. تماس‌های سیاسی و دیپلماتیک افزایش یافته، روند تعیین و مشخص‌سازی مرزها ادامه پیدا کرده، در راستای حذف سازوکارهای بین‌المللی مرتبط با مناقشه پیشین اقداماتی صورت گرفته و در زمینه گشایش ارتباطات حمل‌ونقلی و گسترش فرصت‌های همکاری اقتصادی، اقدامات مشخصی در حال انجام است.

پس، کارشناسان جمهوری آذربایجان و ارمنستان توافقات واشنگتن را چگونه ارزیابی می‌کنند؟

دیدار واشنگتن چه چیزی را تغییر داد؟

متین ممدلی، کارشناس علوم سیاسی و مدیر بخش در «مرکز تحلیل روابط بین‌الملل»، دیدار واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سیاسی و دیپلماتیک دیپلماسی جمهوری آذربایجان در مرحله پس از مناقشه ارزیابی می‌کند.

این کارشناس گفت: «دیدار واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ باید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سیاسی ـ دیپلماتیک دیپلماسی جمهوری آذربایجان در مرحله پس از مناقشه ارزیابی شود. اهمیت این نشست به پاراف کردن متن توافق‌شدهٔ پیمان صلح محدود نمی‌شود. در واقع، دیدار واشنگتن بیانگر مهمی از پذیرش بین‌المللی واقعیت سیاسی و ژئوپلیتیکی جدید شکل‌گرفته در قفقاز جنوبی پس از سال ۲۰۲۰ بود.»

به گفته وی، جمهوری آذربایجان پس از جنگ دوم قره‌باغ، به جای ادامه رویارویی، انتقال روابط در وهله نخست به سطح بین‌دولتی و برقراری صلح بر اساس اصول حقوق بین‌الملل را پیشنهاد کرد: «در اینجا باید یک نکته مهم را در نظر گرفت. جمهوری آذربایجان پس از جنگ دوم قره‌باغ، به جای ادامه رویارویی، انتقال روابط در وهله نخست به سطح بین‌دولتی و برقراری صلح بر اساس اصول حقوق بین‌الملل را پیشنهاد کرد. در سند نهایی دیدار ۸ اوت، حاکمیت دولت‌ها، تمامیت ارضی، مصونیت مرزهای بین‌المللی و غیرقابل‌قبول‌بودن دستیابی به سرزمین از طریق زور، به‌عنوان اصول اساسی تثبیت شد.»

به باور ممدلی، از این رو، اجلاس واشنگتن را نباید صرفاً مرحله بعدی روند مذاکرات دانست، بلکه باید آن را تحکیم واقعیت جدید ایجادشده توسط جمهوری آذربایجان پس از سال ۲۰۲۰ در عرصه حقوق بین‌الملل و دیپلماسی ارزیابی کرد.

وی تأکید کرد: «اجلاس واشنگتن را بهتر است مرحله تحکیم واقعیت جدید برقرارشده توسط جمهوری آذربایجان در عرصه نظامی ـ سیاسی، در سطوح دیپلماتیک و حقوقی بنامیم. تحولات رخ‌داده در یک سال گذشته نیز این موضوع را تأیید می‌کند. روند مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و ساختارهای مرتبط با آن، بر اساس درخواست مشترک طرفین خاتمه یافت. مذاکرات درباره تعیین و مشخص‌سازی مرزها ادامه دارد. در راستای گشایش ارتباطات نیز سازوکارهای نهادی مشخصی شکل گرفته است.»

این کارشناس علوم سیاسی معتقد است مجموعه این تحولات، زمینه ارزیابی دیدار واشنگتن را به‌عنوان مرحله نهادینه‌شدن گذار از دیپلماسی مدیریت مناقشه به دیپلماسی پس از مناقشه و صلح فراهم می‌کند.

آرتور آغاجانوف، تحلیلگر سیاسی ارمنی، نیز تحولات رخ‌داده در واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ را نقطه عطفی تعیین‌کننده در روابط دو کشور می‌داند.

آغاجانوف گفت: «در ۸ اوت ۲۰۲۵، در واشنگتن و با میانجی‌گری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، اسنادی درباره صلح بین آذربایجان و ارمنستان به امضا رسید. این رویداد نقطه اوج سال‌ها مذاکرات بود. ابتکار ترامپ برای تحقق این توافق، بیانگر شکل جدیدی از مشارکت طرف ثالث در دستورکار صلح است.»

به گفته وی، پس از نشست واشنگتن، میان دو طرف نه‌تنها بیانیه‌های سیاسی، بلکه روابط عملی و نهادی نیز شکل گرفته است: «دو طرف در زمینه‌های مشخصی به توافق رسیدند. میان دولت‌ها ارتباطات عملیاتی و مستمر برقرار است. نهادهای دیپلماتیک نیز در حال تعامل متقابل هستند و تنش‌ها در سازمان‌های بین‌المللی به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است. چند سال پیش این تصور شکل گرفته بود که برقراری روابط عادی امکان‌پذیر نیست، اما اکنون کمیسیون بین‌دولتی به ریاست معاونان نخست‌وزیران به‌طور منظم تشکیل جلسه می‌دهد. حکمت حاجی‌اف، دستیار رئیس‌جمهور آذربایجان، به ارمنستان سفر کرده و میان رؤسای نهادهای سیاست خارجی ارمنستان و آذربایجان نیز دیدارهایی برگزار شده است.»

آغاجانوف افزایش تماس‌ها در سطح جامعه مدنی را نیز عامل مهمی می‌داند.

وی افزود: «علاوه بر این، جوامع مدنی دو کشور در چارچوب ابتکار «پل صلح»، بستری را برای گفت‌وگو ایجاد کرده‌اند. نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد در هر دو کشور ارمنستان و آذربایجان دیدارهایی برگزار کرده‌اند. این دیدارها و تأثیر آن‌ها بر روند صلح طی یک سال گذشته، نشان‌دهنده پویایی مثبت موجود است. برای عادی‌سازی روابط در آینده، ظرفیت مناسبی شکل گرفته است.»

اهمیت سیاسی و حقوقی توافق صلح پاراف‌شده چیست؟

متین ممدلی معتقد است که پاراف و امضا از نظر حقوقی مفاهیم متفاوتی هستند و این تفاوت برای ارزیابی درست مرحله کنونی روند صلح اهمیت زیادی دارد.

این کارشناس گفت: «در وهله نخست، باید مفاهیم پاراف و امضا را از نظر حقوقی از یکدیگر تفکیک کرد. پاراف نشان می‌دهد که متن قراردادِ مورد توافق طرفین، از پیش آماده شده و مرحله اصلی مذاکرات انجام‌شده بر سر متن، عملاً به پایان رسیده است. با این حال، پاراف به‌خودی‌خود به معنای لازم‌الاجرا شدن قرارداد نیست.»

وی یادآور شد که در ۸ اوت ۲۰۲۵، وزیران امور خارجه متن توافق صلحِ مورد توافق را پاراف کردند و در بیانیه واشنگتن نیز بر ادامه اقدامات لازم برای امضا و تصویب این سند تأکید شده است: «از نظر حقوقی، محتوای این سند نیز از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. توافقِ مورد توافق، بر به‌رسمیت شناختن متقابل حاکمیت، تمامیت ارضی، مصونیت مرزها و استقلال سیاسی، همچنین بر نبود ادعاهای ارضی طرفین علیه یکدیگر و مطرح نشدن چنین ادعاهایی در آینده تأکید دارد. این سند به منشور سازمان ملل متحد، سند نهایی هلسینکی و بیانیه آلماتی سال ۱۹۹۱ استناد می‌کند.»

ممدلی معتقد است که پاراف از نظر سیاسی نیز معنای گسترده‌ای دارد.

وی تأکید کرد: «طرفین برای نخستین بار به سندی مورد توافق دست یافته‌اند که نه درباره ماهیت مناقشه، بلکه دقیق‌تر بگوییم، درباره چگونگی برقراری روابط آینده میان دو کشور مستقل تنظیم شده است.»

آرتورآغاجانوف، اما، به توافق صلح پاراف‌شده از منظر تغییرات ایجادشده در سیاست خارجی ارمنستان می‌نگرد.

آگاجانوف گفت: «اهمیت سیاسی پاراف توافق صلح برای ارمنستان در این است که می‌توان این اقدام را نقطه عطفی به شمار آورد. ارمنستان طی سال‌های طولانی عمدتاً به یک جهت خاص گرایش داشت: گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، روسیه، ایران یا دیگر بازیگران خارجی.»

به گفته وی، فرمت واشنگتن نشان داد که ارمنستان به‌عنوان یک بازیگر سیاسی منطقه‌ای، از امکان تصمیم‌گیری مستقل بیشتری برخوردار است: «فرمت واشنگتن، که توافق صلح در آن پاراف شد، استقلال ارمنستان را به‌عنوان یک بازیگر سیاسی منطقه‌ای به نمایش گذاشت. آذربایجان برای مدت طولانی از یک مسیر سیاسی مستقل برخوردار بود، اما چنین مسیری در ارمنستان شکل نگرفته بود. از این رو، تصمیم ارمنستان برای دستیابی مستقلانه به توافق با آذربایجان، از اهمیت سیاسی زیادی برخوردار است. صرف‌نظر از اینکه میانجی‌ها چه کسانی بودند، این تصمیم را ارمنستان و آذربایجان گرفتند.»

به گفته آغاجانوف، دقیقاً از همین منظر، توافق پاراف‌شده برای ارمنستان و آذربایجان از اهمیت سیاسی قابل‌توجهی برخوردار است.

نشست واشنگتن، نتیجه راهبرد صلح آذربایجان است

متین ممدلی معتقد است که می‌توان نشست واشنگتن را نتیجه سیاسی ـ دیپلماتیک راهبرد صلحی دانست که آذربایجان از سال ۲۰۲۰ به‌طور مستمر آن را پیش برده است.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «می‌توان نشست واشنگتن را نتیجه سیاسی ـ دیپلماتیک راهبرد صلحی دانست که آذربایجان از سال ۲۰۲۰ به‌طور مستمر آن را پیش برده است. ماهیت و فلسفه اصلی رویکرد آذربایجان این بود که پس از پایان مناقشه سابق ارمنستان و آذربایجان، باکو و ایروان باید روابط خود را نه بر اساس ادبیات مناقشه گذشته، بلکه بر مبنای اصول جهان‌شمول روابط عادی میان دو کشور مستقل بنا کنند.»

به گفته وی، در اساس این اصول، به‌رسمیت شناختن متقابل تمامیت ارضی، مصونیت مرزها، انصراف از ادعاهای ارضی علیه یکدیگر و عدم استفاده از زور قرار دارد.

ممدلی خاطرنشان کرد: «با بررسی توافق پاراف‌شده در واشنگتن، می‌بینیم که دقیقاً همین اصول، مبنای حقوقی سند را تشکیل می‌دهند.»

وی معتقد است که در اینجا تنها بحث پذیرش برخی مطالبات دیپلماتیک آذربایجان مطرح نیست.

ممدلی تأکید کرد: «در اینجا بحث تنها بر سر پذیرفته شدن برخی مطالبات دیپلماتیک آذربایجان نیست، بلکه موضوع، پذیرفته شدن مفهومی است که باکو به‌طور کلی برای دوره پس از مناقشه پیشنهاد کرده است. دستورکار صلح ارائه‌شده از سوی آذربایجان، بر هنجارها و اصول پذیرفته‌شده حقوق بین‌الملل و حاکمیت دولت‌ها استوار است.»

به گفته این کارشناس علوم سیاسی، پذیرفته شدن این رویکرد از سوی ارمنستان و دیگر بازیگران، یکی از نتایج سیاست خارجی مستمر و منسجم آذربایجان پس از جنگ دوم قره‌باغ است.

وی گفت: «از این منظر، اهمیت نشست واشنگتن برای آذربایجان در این است که آذربایجان دیگر تنها به‌عنوان پیروز جنگ، بلکه به‌عنوان یکی از مبتکران نظم منطقه‌ای و دستورکار صلحِ شکل‌گرفته در دوره پس از مناقشه نیز ایفای نقش می‌کند.»

آرتور آغاجانوف نیز معتقد است که دو کشور به‌تدریج به سوی توافق صلح در حرکت هستند.

آغاجانوف گفت: «کشورها به سوی توافق صلح پیش می‌روند و به‌تدریج این واقعیت درک می‌شود که ادامه مناقشه و تنش بی‌معناست. این روند به‌طور طبیعی به حل‌وفصل صلح‌آمیز مناقشه منجر شد.»

به گفته وی، اگرچه پیش‌تر بسترهای مختلفی برای مذاکرات وجود داشت، اما این بسترها به نتایج مؤثری منجر نشدند.

این تحلیلگر سیاسی گفت: «اگرچه همه مردم در ارمنستان و آذربایجان به‌طور کامل برای این روند آماده نبودند، اما اکثریت مردم از عادی‌سازی روابط حمایت می‌کنند. بسترهای مختلفی برای مذاکرات، از جمله گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، وجود داشت، اما این بسترها مؤثر واقع نشدند. دقیقاً به همین دلیل، فرمت واشنگتن را می‌توان مرحله‌ای اساساً جدید دانست.»

آغاجانوف تفاوت اصلی فرمت واشنگتن را در این می‌داند که طرفین تصمیم‌های نهایی را خودشان اتخاذ کردند.

وی افزود: «نشست واشنگتن نشان داد که ارمنستان و آذربایجان حتی بدون فشار خارجی نیز می‌توانند به توافق برسند. واشنگتن بستری را فراهم کرد و رئیس‌جمهور ایالات متحده در این روند مشارکت داشت، اما تصمیم‌های نهایی را تنها ارمنستان و آذربایجان اتخاذ کردند. نکته اصلی که فرمت واشنگتن را از تلاش‌های پیشین متمایز می‌کند نیز همین است. ایالات متحده نه بر ارمنستان و نه بر آذربایجان فشار وارد کرد. رهبران دو کشور خودشان به توافق‌های حاصل‌شده دست یافتند.»

در یک سال گذشته چه نتایجی به دست آمده است؟

متین ممدلی هنگام ارزیابی نتایج یک سال گذشته، چند محور مهم را از یکدیگر متمایز می‌کند.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «هنگام ارزیابی یک سال گذشته، باید چند نتیجه مهم را از یکدیگر تفکیک کنیم. نخست، وضعیت ایجادشده پس از توافق و پاراف متن کامل توافق صلح است. به اعتقاد من، این یک نتیجه سیاسی بنیادین است.»

به گفته وی، دومین نتیجه مهم، پایان رسمی فعالیت روند مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا و ساختارهای مرتبط با آن است؛ روندی که چارچوب میانجی‌گری بین‌المللی در مناقشه پیشین را تشکیل می‌داد.

ممدلی گفت: «در نهایت، به‌عنوان سومین محور، روند تعیین و مشخص‌سازی مرزها نیز طی یک سال گذشته ادامه داشته است. در نشست بعدی کمیسیون‌های مرزی در آوریل ۲۰۲۶، درباره کار گروه‌های کارشناسی، تهیه نقشه‌های تعیین مرز و پیش‌نویس‌های مربوط به رویه‌های تنظیم سایر اسناد، توافق حاصل شد.»

وی معتقد است که با وجود مشاهده پویایی مثبت در این زمینه‌ها، همچنان شماری از مشکلات و مسائل حل‌نشده باقی مانده است.

این کارشناس علوم سیاسی خاطرنشان کرد: «در این محورهای اصلی، شاهد پیشرفت‌هایی و پویایی مثبتی بوده‌ایم. اما طبیعتاً شماری از مشکلات همچنان باقی مانده‌اند. مسائل حل‌نشده‌ای وجود دارد.»

اما آرتور آغاجانوف، نتایج یک سال گذشته را تنها به تماس‌های سیاسی محدود نمی‌کند، بلکه آن‌ها را با اقدامات اقتصادی و عملی نیز مرتبط می‌داند.

آغاجانوف گفت: «تغییرات قابل‌توجه در روابط آذربایجان و ارمنستان در دیدارهای برگزارشده در سطح دیپلمات‌ها و نمایندگان جامعه مدنی خود را نشان می‌دهد. در کنار این، پس از توافق‌های تاریخی واشنگتن، شماری از اقدامات مهم با هدف تأمین صلح واقعی انجام شده است.»

به گفته وی، این اقدامات شامل اجازه انتقال محموله‌ها به ارمنستان از طریق خاک آذربایجان و آغاز تأمین سوخت از آذربایجان به ارمنستان است: «ایروان و باکو همچنین درباره تجارت گاز و اتصال شبکه‌های برق گفت‌وگو می‌کنند. این موضوع هم برای آذربایجان و هم، پیش از هر چیز، برای ارمنستان از اهمیت زیادی برخوردار است. آذربایجان نیز پروازهای هوایی خود را از طریق حریم هوایی ارمنستان انجام می‌دهد. همچنین پروازهایی میان آذربایجان و نخجوان انجام می‌شود. آذربایجان با این اقدامات، به‌عنوان کشوری که روابط حسن همجواری را در اولویت قرار می‌دهد، ایفای نقش می‌کند. همه این‌ها پیشرفت بزرگی است.»

آیا اقتصاد می‌تواند به یکی از پایه‌های اصلی صلح تبدیل شود؟

متین ممدلی معتقد است که یکی از عوامل اصلی مانع تحقق کامل ظرفیت اقتصادی قفقاز جنوبی طی سال‌های طولانی، مناقشه و مسیرهای ارتباطیِ مسدودشده در پی آن بوده است.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «یکی از عوامل اصلی که طی سال‌های طولانی مانع تحقق کامل ظرفیت اقتصادی قفقاز جنوبی بود، دقیقاً مناقشه و مسیرهای ارتباطیِ مسدودشده به‌دلیل مناقشه بود. فکر می‌کنم اگر میان آذربایجان و ارمنستان توافق‌نامه نهایی صلح به امضا برسد و صلحی پایدار شکل بگیرد، این امر می‌تواند جغرافیای اقتصادی کل منطقه را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دهد.»

به گفته وی، ایجاد یک ارتباط حمل‌ونقلی جدید میان بخش اصلی آذربایجان و نخجوان، نه‌تنها برای این کشور، بلکه برای شبکه گسترده‌تر حمل‌ونقل شرق ـ غرب نیز اهمیت خواهد داشت.

ممدلی خاطرنشان کرد: «عبور پروژه TRIPP از مرحله نشست واشنگتن و ورود آن به مرحله نهادی نیز از این منظر به‌ویژه قابل‌توجه است. در مجموع، این روند می‌تواند ظرفیت‌های عملیاتی کریدور میانی را گسترش دهد.»

وی تأکید کرد که آذربایجان اکنون یکی از کشورهای اصلی ترانزیتیِ متصل‌کننده حوزه دریای خزر، آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی، ترکیه و اروپا است: «گشایش یک مسیر حمل‌ونقلی اضافی از طریق ارمنستان می‌تواند تعداد مسیرهای جایگزین در منطقه را افزایش دهد، پایداری لجستیک را تقویت کند و امکان بهینه‌سازی هزینه‌های ترانزیتی را فراهم سازد.»

به گفته ممدلی، تأثیر همکاری اقتصادی بر صلح پایدار می‌تواند در چشم‌انداز بلندمدت اهمیت بیشتری پیدا کند.

وی افزود: «مهم‌ترین نکته این است که منافع اقتصادی صلح می‌تواند به‌مرور زمان وابستگی متقابل ایجاد کند. در نظریه روابط بین‌الملل، این امر شناخته‌شده است که وابستگی متقابل اقتصادی، هزینه سیاسی مناقشه را افزایش می‌دهد. به بیان دقیق‌تر، وابستگی متقابل اقتصادی به رفع وضعیت مناقشه‌آمیز میان کشورها کمک می‌کند.»

آرتور آغاجانوف نیز اقتصاد را یکی از نیروهای محرکه اصلی عادی‌سازی روابط بین آذربایجان و ارمنستان می‌داند.

این تحلیلگر سیاسی گفت: «روند عادی‌سازی روابط بین ارمنستان و آذربایجان، پیش از هر چیز، به اقتصاد مربوط است. اقتصاد کشورها را به همان اندازه که سیاست، و حتی نه کمتر از آن، به یکدیگر نزدیک می‌کند.»

به گفته وی، تجارت گاز، اتصال شبکه‌های برق، ترانزیت و دیگر روابط اقتصادی می‌توانند پایه اجتماعی و سیاسی عادی‌سازی آینده را نیز تقویت کنند.

چه چیزی مانع امضای توافق صلح می‌شود؟

متین ممدلی می‌گوید یکی از مسائل اصلیِ حل‌نشده، نهایی نشدن امضای توافق صلح است.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «یکی از مسائل اصلی این است که توافق صلح هنوز به‌صورت نهایی امضا نشده است. همان‌طور که مشخص است، طرف آذربایجانی حذف مفادی از قانون اساسی ارمنستان را که به‌عنوان ادعاهای ارضی علیه آذربایجان تفسیر می‌شوند، مسئله‌ای اصولی برای امضای نهایی می‌داند. موضع ما تغییری نکرده است.»

به گفته وی، پس از تغییر قانون اساسی ارمنستان، امضای توافق‌نامه نهایی صلح بین آذربایجان و ارمنستان امکان‌پذیر خواهد شد.

ممدلی تأکید کرد: «پس از حل این مسئله و تغییر قانون اساسی ارمنستان، می‌توان توافق‌نامه نهایی صلح بین آذربایجان و ارمنستان را امضا کرد. این موضع اصولی و تغییرناپذیر دولت آذربایجان است.»

وی خاطرنشان می‌کند که مبنای حقوقی از نظر پایداری صلح، اهمیت اصولی دارد: «برای آذربایجان، صلح نباید تنها در سطح بیانیه‌های سیاسی، بلکه باید بر یک مبنای حقوقی مستحکم، که ادعاهای ارضی متقابل را منتفی می‌کند، بنا شود. موضع ما همین است.»

به گفته ممدلی، از همین رو، حذف مفادی از اسناد حقوقی داخلی ارمنستان که به‌عنوان ادعای ارضی علیه آذربایجان ارزیابی می‌شوند، از اهمیت راهبردی برخوردار است.

وی گفت: «وزیر امور خارجه آذربایجان نیز اخیراً خاطرنشان کرده است که مسئله اصلیِ پیشِ روی امضای توافق نهایی، دقیقاً قانون اساسی ارمنستان است. تغییر قانون اساسی ارمنستان می‌تواند روند امضای توافق‌نامه نهایی صلح میان دو کشور را تسریع کند.»

آرتور آغاجانوف نیز قانون اساسی ارمنستان را یکی از موانع اصلی بر سر راه امضای توافق نهایی می‌داند.

این تحلیلگر سیاسی ارمنی گفت: «یکی از مسائل اصلی مانع امضای نهایی توافق صلح، قانون اساسی ارمنستان است. آذربایجان همواره اعلام کرده است که مفادی حاوی هرگونه ادعای ارضی علیه آذربایجان و ترکیه باید حذف شوند. این یک مطالبه طبیعی است و تحقق آن امکان‌پذیر است.»

آغاجانوف گشایش کریدور زنگزور را به‌عنوان دومین مسئله مهم مطرح می‌کند.

وی گفت: «مسئله دوم، گشایش کریدور زنگزور است. هرچه روابط و گفت‌وگو میان طرفین توسعه یابد، گشایش این کریدور اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. ارمنستان باید این موضوع را درک کند و دولت پاشینیان نیز این مسئله را درک می‌کند.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی ارمنی، اگرچه ممکن است مخالفان موانعی ایجاد کنند، این مسائل را می‌توان از طریق سازوکارهای سیاسی و اجتماعی حل کرد: «ممکن است مخالفان تلاش کنند موانعی ایجاد کنند. اما اگر برگزاری همه‌پرسی درباره این مسئله ضروری باشد، این مسیر نیز امکان‌پذیر است. جامعه ارمنستان هم برای اصلاحات قانون اساسی و هم برای گشایش کریدور زنگزور آماده است. این‌ها دو مسئله اصلیِ نیازمند حل‌وفصل هستند و انتظار می‌رود راه‌حلی برای آن‌ها پیدا شود.»

معماری جدید امنیت منطقه‌ای چگونه در حال شکل‌گیری است؟

به گفته متین ممددلی، اهمیت ژئوپلیتیکی نشست واشنگتن را نمی‌توان تنها به روابط بین آذربایجان و ارمنستان محدود کرد.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «اهمیت ژئوپلیتیکی نشست واشنگتن را می‌توان در چارچوبی گسترده‌تر و در مقیاس منطقه‌ای ارزیابی کرد. قفقاز جنوبی طی مدت طولانی تحت تأثیر قدرت‌های بزرگ و سازوکارهای امنیتیِ ایجادشده در نتیجه مناقشه پیشین قرار داشته است. اما در سال‌های اخیر، پیکربندی سیاسی و امنیتی، و دقیق‌تر بگوییم، پیکربندی ژئوپلیتیکی منطقه به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است.»

به گفته وی، یکی از نتایج مهم نشست واشنگتن، ورود فعال‌تر و نهادمندتر ایالات متحده به قفقاز جنوبی است.

ممدلی خاطرنشان کرد: «به‌ویژه مطرح شدن پروژه TRIPP نشان داد که واشنگتن دیگر تنها از منظر میانجی‌گری در مناقشه به منطقه نگاه نمی‌کند، بلکه آن را در چارچوب امنیت، حمل‌ونقل، انرژی و ارتباطات اقتصادی نیز مورد توجه قرار می‌دهد.»

وی یادآور شد که در ژوئن ۲۰۲۶، بین ارمنستان و ایالات متحده توافق‌نامه چارچوب مربوط به TRIPP به امضا رسید و در جریان سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به ارمنستان، اجرای این پروژه وارد مرحله عملی شد.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «پایان روند مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز به معنای حذف یکی از عناصر مهم معماری امنیتی قدیمی است. بسیاری از روندها و ساختارهای مرتبط با مناقشه پیشین، اکنون به آرشیو تاریخ سپرده شده‌اند. این موضوع را نیز می‌توان یکی از عناصر معماری جدید امنیتی دانست.»

محمدلی گفت که آذربایجان خواهان آن است که امنیت در منطقه نه بر پایه رویارویی نظامی ـ سیاسی خارجی، بلکه بر اصول همکاری منطقه‌ای بنا شود: «منافع آذربایجان در این است که امنیت در قفقاز جنوبی نه بر پایه رویارویی نظامی ـ سیاسی خارجی، بلکه بر اساس اصول حاکمیت دولت‌ها، به‌رسمیت شناختن متقابل تمامیت ارضی، وابستگی متقابل اقتصادی و همکاری منطقه‌ای شکل بگیرد. دقیقاً به همین دلیل، روند صلح تنها روند عادی‌سازی روابط بین آذربایجان و ارمنستان نیست، بلکه روندی است که در چارچوب آن، کارکرد ژئوپلیتیکی کل قفقاز جنوبی در حال تغییر است.»

آرتور آغاجانوف نیز معتقد است که اجرای توافق صلح برای کل قفقاز جنوبی از اهمیت زیادی برخوردار است.

آغاجانوف گفت: «اجرای توافق صلح برای کل منطقه قفقاز جنوبی از اهمیت زیادی برخوردار است. به‌ویژه در شرایط ادامه بی‌ثباتی در اطراف ایران، قفقاز جنوبی همچنان منطقه‌ای پیچیده باقی مانده است. پس از امضای توافق‌نامه نهایی صلح، آذربایجان و ارمنستان می‌توانند نقش مهمی در تأمین ثبات منطقه‌ای ایفا کنند.»

به گفته وی، امضای توافق نهایی به ثبات منطقه، همکاری اقتصادی و گسترش ارتباطات لجستیکی شتاب خواهد بخشید: «انتظار می‌رود توافق صلح امسال یا در اوایل سال آینده به امضا برسد. این امر به ثبات منطقه، توسعه همکاری اقتصادی و تقویت ارتباطات لجستیکی منجر خواهد شد. عامل اصلی نزدیک‌کننده دو طرف به یکدیگر، اقتصاد خواهد بود. اما مهم‌ترین مسئله، تأمین صلح بین ارمنستان و آذربایجان است.»

آغاجانوف معتقد است که روابط خوب هر دو کشور با ایران و توسعه روابط آن‌ها با ایالات متحده نیز می‌تواند از منظر منطقه‌ای نقش مثبتی ایفا کند.

وی افزود: «هر دو کشور روابط خوبی با ایران دارند و این موضوع نیز می‌تواند نقش مثبتی ایفا کند. علاوه بر این، هم ارمنستان و هم آذربایجان در حال توسعه روابط خود با ایالات متحده هستند. نزدیک شدن دو کشوری که بیش از سی سال روابط دیپلماتیک نداشته‌اند، می‌تواند در مجموع به توسعه قفقاز جنوبی شتاب قابل‌توجهی ببخشد. اگر میان کشورها نزدیکی سیاسی و اقتصادی شکل بگیرد، این امر بر تمامی کشورهای منطقه تأثیر مثبتی خواهد گذاشت.»

چه خطرهایی همچنان در برابر روند صلح قرار دارد؟

متین ممدلی می‌گوید که در مرحله کنونی، خطرهای اصلی پیش روی روند صلح در چند محور قرار دارند.

این کارشناس علوم سیاسی گفت: «در مرحله کنونی، می‌توان خطرهای اصلی پیش روی روند صلح را به چند گروه تقسیم کرد. نخستین خطر، مربوط به روندهای سیاسی داخلی ارمنستان است. به‌طور کلی، بازگردانده شدن روایت‌های مربوط به مناقشه پیشین و رویکردهای انتقام‌جویانه به دستورکار سیاسی ارمنستان را یکی از خطرهای اصلی می‌دانم.»

به گفته وی، گرایش‌های انتقام‌جویانه و طرفداران آن‌ها همچنان در ارمنستان وجود دارند.

ممدلی گفت: «فکر می‌کنم می‌توان این گرایش‌های انتقام‌جویانه موجود در داخل ارمنستان و تأثیر احتمالی آن‌ها بر سیاست دولت در آینده را یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای صلح ارزیابی کرد.»

دومین خطر ماهیتی حقوقی دارد و به مفادی مربوط می‌شود که در اسناد حقوقی داخلی ارمنستان وجود داشته و ممکن است به‌عنوان ادعای ارضی علیه آذربایجان ارزیابی شوند.

این کارشناس علوم سیاسی، رقابت منطقه‌ای میان قدرت‌های بزرگ و تأثیر منفی احتمالی آن بر روند صلح را سومین خطر می‌داند.

ممدلی گفت: «قفقاز جنوبی همواره عرصه‌ای بوده است که منافع مراکز مختلف قدرت در آن با یکدیگر تلاقی کرده‌اند. از این رو، خط مشی دیپلماتیک آذربایجان بر این اساس است که روند صلح نباید به ابزاری برای رویارویی ژئوپلیتیکی تبدیل شود. موضع ما همین است.»

وی معتقد است که ارمنستان نیز باید از تلاش برای تبدیل منطقه به عرصه رویارویی ژئوپلیتیکی خودداری کند: «پیشنهاد و رویکرد ما به ارمنستان نیز این است که نباید تلاش کند منطقه را به میدان رویارویی ژئوپلیتیکی تبدیل کند. فکر می‌کنم چنین اقداماتی بر روند صلح میان دو کشور تأثیر منفی می‌گذارد.»

آرتور آغاجانوف نیز اذعان دارد که افکار عمومی و مواضع سیاسی در داخل ارمنستان یکدست و یکسان نیست.

این تحلیلگر سیاسی ارمنی گفت: «افکار عمومی یکدست نیست. همه از پاراف توافق صلح و امضای آن در آینده حمایت نمی‌کنند. در میان کارشناسان و در جامعه، مواضع متفاوتی وجود دارد.»

با این حال، به گفته وی، جامعه ارمنستان طی سال‌های اخیر به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است.

آغاجانوف گفت: «اگر پنج یا شش سال پیش، حتی چهار سال پیش، بسیاری از مردم با تردید یا بی‌اعتمادی به این روند نگاه می‌کردند، اکنون وضعیت تغییر کرده است. در حال حاضر، هم کارشناسان و هم جامعه با خوش‌بینی و اعتماد بیشتری به این توافق نگاه می‌کنند.»

به گفته وی، عامل اقتصادی در ایجاد این تغییر نقش ویژه‌ای دارد: «مردم درک می‌کنند که روابط اقتصادی تا چه اندازه برای اقتصاد ارمنستان و رفاه شهروندان این کشور اهمیت دارد. اقتصاد عملاً بر تمامی حوزه‌ها تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، افکار عمومی به‌تدریج در حال تغییر است. موضع جامعه کارشناسی نیز تغییر کرده است.»

آغاجانوف همچنین به وجود نیروهایی اشاره می‌کند که با این روند مخالفت می‌کنند.

وی گفت: «کسانی نیز هستند که از این روند حمایت نمی‌کنند. آن‌ها ممکن است نمایندگان برخی احزاب سیاسی و دیگر نیروها باشند و از ظرفیت‌هایی برای اعمال نفوذ برخوردار باشند. با این حال، انتظار نمی‌رود این نیروها بتوانند انتخاب ارمنستان را به‌طور جدی تغییر دهند.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، انتخاب اصلی ارمنستان، عادی‌سازی روابط با آذربایجان و حرکت به سوی امضای توافق‌نامه نهایی صلح است.

آغاجانوف تأکید کرد: «این انتخاب، عادی‌سازی روابط با آذربایجان و حرکت به سوی امضای توافق‌نامه نهایی صلح است.»

اهمیت تاریخی نشست واشنگتن

بدین ترتیب، اگرچه در ارزیابی برخی از عناصر روند، میان دیدگاه‌های تحلیلگر آذربایجانی و تحلیلگر ارمنی تفاوت‌هایی وجود دارد، اما در هر دو دیدگاه این جمع‌بندی برجسته است که یک سال پس از نشست واشنگتن، مرحله‌ای جدید در روابط بین آذربایجان و ارمنستان شکل گرفته است.

متین محمدلی نشست واشنگتن را به‌عنوان عاملی ارزیابی می‌کند که واقعیت پس از مناقشه ایجادشده توسط آذربایجان پس از سال ۲۰۲۰ را در عرصه سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی تثبیت کرده و هم‌زمان، به پذیرش گسترده‌تر مفهوم صلح ارائه‌شده توسط باکو منجر شده است.

آرتور آغاجانوف نیز پذیرش تصمیم‌های نهایی توسط خود آذربایجان و ارمنستان در چارچوب فرمت واشنگتن، گسترش تماس‌های دوجانبه و ایجاد فرصت‌های جدید برای همکاری اقتصادی را از جمله نتایج اصلی برمی‌شمارد.

در دیدگاه‌های هر دو کارشناس، بر نقش ویژه روابط اقتصادی، گشایش ارتباطات حمل‌ونقلی، گفت‌وگوی مستقیم میان دولت‌ها و تضمین‌های حقوقی در شکل‌گیری صلح پایدار تأکید شده است.

در عین حال، امضای توافق‌نامه نهایی صلح، مسئله مربوط به قانون اساسی ارمنستان، گشایش ارتباطات، خطرهای سیاسی داخلی و رقابت میان قدرت‌های بزرگ در منطقه همچنان از چالش‌های اصلی مرحله پیشِ رو محسوب می‌شوند.

یک سال پس از توافق‌های واشنگتن، مهم‌ترین تغییر ایجادشده این است که دستورکار روابط میان آذربایجان و ارمنستان دیگر تنها به بررسی پیامدهای مناقشه پیشین محدود نمی‌شود. مطرح شدن موضوعاتی همچون تعیین و مشخص‌سازی مرزها، حمل‌ونقل، انرژی، تجارت، تماس‌های دیپلماتیک، روابط میان جوامع مدنی و همکاری منطقه‌ای، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های گذار در روابط دو کشور از الگوی مدیریت مناقشه به مرحله عادی‌سازی روابط میان دولت‌ها به شمار می‌رود.

دقیقاً از این منظر، می‌توان نشست واشنگتن را از نظر دستیابی به صلح میان آذربایجان و ارمنستان و همچنین گشوده شدن راهی به سوی ثبات و توسعه در منطقه و به‌طور کلی در فضای اروپا، دارای اهمیت تاریخی دانست.

#
#

عملیات در حال اجرا