اشغال نزدیک به ۳۰ ساله اراضی جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان تنها به تغییر قهری وضع موجود نظامی و سیاسی محدود نبوده، بلکه همزمان با یک سیاست تخریب فرهنگی هدفمند و مبتنی بر مبانی ایدئولوژیک همراه بوده است. نیروهای اشغالگر ارمنی در این مدت نه تنها به تخریب میراث مادی و فرهنگی بسنده نکردهاند، بلکه اقداماتی غیرانسانی همچون اهانت به اماکن مذهبی، پاکسازی حافظه تاریخی و حذف نشانههایی که هویت ملی را بازتاب میدهند نیز انجام دادهاند. این سیاست، علاوه بر مغایرت با اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه، از نظر ماهوی بهعنوان الگویی از رفتارهای دارای عناصر «نسلکشی فرهنگی» قابل ارزیابی است.
پس از پایان اشغال و بازگشت حاکمیت جمهوری آذربایجان بر این مناطق، واقعیتهایی که سالها پنهان مانده بود بهطور کامل آشکار شد و شواهد انکارناپذیری از تخریب گسترده، اقدامات خرابکارانه و دگرگونی عمدی میراث تاریخی به ثبت رسید.
خسارات واردشده به میراث فرهنگی در مناطق اشغالی توسط ارمنستان: حقایق و آمار

شهر آغدام
حقایق و ارقام نیز میزان اقدامات خرابکارانهای را که ارمنستان در جریان اشغال حدود ۲۰ درصد از اراضی جمهوری آذربایجان انجام داده است، بهروشنی نشان میدهد.
در طول دوره اشغال، بیش از ۷۰۰ بنای تاریخی، ۲۲ موزه شامل حدود ۱۰۰ هزار اثر موزهای، ۹۲۷ کتابخانه، ۵۸ محوطه مسکونی باستانشناسی، ۲۶ قلعه و دیوارهای قلعه، و همچنین سایر آثار میراث فرهنگی توسط ارمنستان تصرف، تخریب و غارت شدهاند.
از ۶۷ مسجد، ۶۵ مسجد بهطور کامل ویران شده و دو مسجد دیگر نیز بهصورت جزئی تخریب شده و برای نگهداری حیوانات مورد استفاده قرار گرفتهاند.
از جمله آثار تخریبشده میتوان به موارد زیر اشاره کرد: صومعه آلبانیایی «أغوغلان» متعلق به قرن ششم و آرامگاه «ملک اجدر» متعلق به قرن چهاردهم در لاچین؛ صومعه آلبانیایی «آماراس» متعلق به قرن چهارم و تعداد قابل توجهی از معابد آلبانیایی در خوجاوند؛ قلعه «آسکران» متعلق به قرن هجدهم و چندین آرامگاه قرون چهاردهم و معابد آلبانیایی قرون وسطی در خوجالی؛ صومعههای آلبانیایی «مقدس یعقوب» متعلق به قرن ششم و «خاطیروَنگ» متعلق به قرن سیزدهم و قلعه «لِخ» مربوط به قرون سیزدهم تا چهاردهم در کلبجر؛ صومعه آلبانیایی متعلق به قرون پنجم تا هشتم در قازاخ؛ آرامگاه «میرعلی» متعلق به قرون سیزدهم و چهاردهم و کاروانسرای قرن هفدهم در فضولی؛ آرامگاه قرن چهاردهم در زنگیلان؛ مجموعه مسجد قرن هفدهم در جبرئیل؛ مسجدهای «یوخاری» و «آشاغی گوهر آقا»، مسجد «ساعاتلی»، کاروانسراها و خانههای تاریخی قرون ۱۸ و ۱۹ در شوشا؛ مسجد قرن نوزدهم در آغدام؛ محوطههای باستانی «قراقوپکتپه»، «خانتپه»، «گونشتپه»، «اوزونتپه»، «مینهتپه» و «زرگرتپه» در فضولی؛ همچنین سکونتگاههای مربوط به دوران نوسنگی و عصر برنز.
در آغدام، محوطههای «چیراغتپه» و «قراقاجی» مربوط به عصر برنز و سکونتگاه قرون وسطایی «قاورقالا»؛ در جبرئیل، تپههای «ایمانغازانتپه» و گورستانهای «قیشلاق» مربوط به عصر برنز؛ در کلبجر، نقوش صخرهای عصر برنز؛ در خوجالی، گورستانهای سنگی مربوط به عصر برنز و آهن؛ در سدرک، گورستان و محل سکونت مربوط به عصر برنز؛ در لاچین، کورگانهای مربوط به عصر آهن و برنز؛ و در شوشا، گورهای سنگی مربوط به عصر برنز و آهن و همچنین غارهای مربوط به عصر حجر نیز از جمله آثاری هستند که توسط ارامنه تصرف و غارت شدهاند.

مسجد یوخاری گوهر آقا، شوشا

مسجد آغای گوهر آقا، شوشا
در میان آثار تاریخی دارای اهمیت جهانی در مناطق جمهوری آذربایجان که تحت اشغال ارمنستان قرار گرفته بودند، میتوان به پلهای «خودافَرین» با ۱۱ و ۱۵ دهانه مربوط به عصر برنز در جبرئیل، تپههای باستانی «نیفتالی کورگان»، صومعههای قرون وسطایی آلبانیایی «گنجهسَر» و «خوداوند» در کلبجر، آرامگاه «قوتلو موسیاوغلو» متعلق به قرن چهاردهم و محوطه سکونتی «اوزرلیکتپه» در آغدام، غارهای « آزیخ» و «تاگلر» مربوط به دوره پارینهسنگی در خوجاوند، و همچنین کورگانهای مربوط به عصر برنز و آهن در خوجالی اشاره کرد.این آثار نیز از تخریب و اقدامات وندالیستی ارامنه بینصیب نماندهاند.
آرامگاه قُتلُو موسیاوغلو متعلق به قرن چهاردهم، عصر برنز، آغدام
در اوایل دهه ۱۹۹۰ و بلافاصله پس از آغاز عملیات نظامی، آثار معماری شهر شوشا از جمله مسجدهای «یوخاری» و «آشاغی گوهرآقا» و مدارس دینی آنها، آرامگاه «وَقیف»، خانه «ناتوان» و کاروانسراها تخریب، سوزانده و غارت شدند.
در سایر مناطق تحت اشغال نیز آثار تاریخی، فرهنگی و مذهبی با خشونت و ویرانی مواجه شدند.
در شهرستان آغدام، مجموعه «عمارت پناهخان» و مساجد، در روستاهای عبدال و گلابلی مساجد، در شهرستان آغدام آرامگاه اوغورلو بگ و خانهموزه قوربان پیرموف، در شهرستان خوجالی مقبره مربوط به قرن چهاردهم، در شهرستان کلبجر مساجد روستاهای باشلیبل و اوطاقلی، شهر کلبجر، و گورستانهای باستانی روستاهای موز، کشدک و یوخاری آیریم، در شهرستان زنگیلان شهر زنگیلان، و مساجد روستاهای قیراغ موشلان، ملاتکشین، بابالی و آغالی دوم، و گورستانهای باستانی روستاهای جهانگیر بگلی، بابالی و شریفان، در شهرستان قوبادلی گورستانهای باستانی روستاهای قایالی و مَمر و مسجد روستای مَمر، در شهرستان لاچین مسجد روستای قارقیشلاق و گورستان باستانی روستای زابوخ، در شهرستان جبرائیل مجموعه مسجد روستای چلبیلر و گورستان باستانی روستای خوپیارلی، در شهرستان فضولی شهر فضولی و مساجد روستاهای قوجهاحمدلی، مردینلی و گرگابازار، در شهرستان خوجاوند گورستانهای روستاهای خوجاوند، آخولو، کورپاتکین، دودوکچی و سالاکتین و گورستان باستانی روستای توغ، در شهرستان ترتَر حمامهای باستانی روستای امودلو و در شهرستان سدرک گورستان روستای کرکی تخریب، سوزانده و غارت شدهاند.
اقدامات ویرانگر ارامنه تنها به تخریب محدود نشد. در شهر شوشا، عناصر معماری برخی بناها مانند مسجد «ساعاتلی» و کاروانسرای «خانلیخ مختار» تغییر داده شد و بر روی فواره تاریخی قرن نوزدهم «مامایی» به جای نوشتههای عربی، نمادها و صلیبهای ارمنی و کتیبههای جدید نصب گردید و بدین ترتیب عناصر اسلامی و معماری اصیل آذربایجانی با نمادهای جعلی ارمنی جایگزین شد.

مسجد ساعتلی، شوشا
سیاست وندالیستی ارمنستان
در دوره اشغال، تخریبهای انجامشده در قرهباغ و مناطق اطراف از نظر مقیاس و ماهیت در تاریخ مناقشات معاصر کمسابقه است. نابودی صدها بنای تاریخی و مذهبی، ویرانی کامل سکونتگاهها و از کار افتادن زیرساختها نشان میدهد که این روند نه یک رویداد تصادفی، بلکه نتیجه یک سیاست سیستماتیک و هدفمند بوده است.
بررسیهای انجامشده در مناطقی مانند آغدام، فضولی، جبرئیل، زنگیلان و کلبجر نشان میدهد که شهرها و روستاها تقریباً بهطور کامل تخریب شدهاند. توصیف آغدام بهعنوان «هیروشیماي قفقاز» تنها یک استعاره نیست، بلکه بیانگر واقعیت میزان گسترده تخریب است. این سطح از ویرانی، نه بهعنوان پیامد عادی جنگ، بلکه بهعنوان نشانهای از سیاست هدفمند تخلیه و حذف قابل ارزیابی است.
حقایق مربوط به سرنوشت میراث فرهنگی آذربایجان در خاک ارمنستان، به ویژه در مورد بناهای تاریخی خاص، نشان دهنده سیاست تخریب و تغییر سیستماتیک است.
مسجد «شاه عباس» در شهر ایروان یکی از بناهای مهم مذهبی مربوط به قرن شانزدهم بوده است. این مسجد در دوران خانات ایروان بهعنوان یکی از مراکز اصلی عبادت شهر فعالیت میکرد. اسناد تاریخی و نقشههای آرشیوی وجود آن را تأیید میکنند. در جریان تغییرات شهرسازی قرن بیستم، این مسجد بهطور کامل تخریب و در محل آن ساختمانهای جدید احداث شد.
مسجد «سردار» نیز در داخل قلعه ایروان قرار داشت و یکی از بناهای نمادین دوره خانات محسوب میشد. تصاویر و نقاشیهای قرن نوزدهم ساختار معماری آن را نشان میدهند. این بنا در دوره شوروی بهتدریج تخریب شد و امروزه هیچ اثری از آن باقی نمانده است.
مسجد حاجی نوروزعلی یکی دیگر از بناهای مهم مذهبی شهر ایروان بوده است. این مسجد تا اوایل قرن بیستم فعال بود. در دورههای بعد بهطور کامل تخریب شد و در محل آن ساختمانهای جدید ساخته شد و بدین ترتیب وجود آن بهعنوان یک اثر تاریخی از بین رفت.
مسجد کبود تنها مسجد باقیمانده از میراث آذربایجانی در شهر ایروان است. این بنای متعلق به قرن هجدهم در جریان مرمتهای انجامشده تا حدی دستخوش تغییر شده و برخی ویژگیهای معماری اولیه آن تغییر یافته است. فضای داخلی آن بازطراحی شده و کاربری آن نیز بهگونهای تغییر کرده که با قالب موزه سازگار باشد. افزون بر این، متأسفانه در حال حاضر این مسجد بهعنوان مسجد ایرانی یا فارسی معرفی میشود.
این موارد نشان میدهد که در قلمرو ارمنستان، سرنوشت آثار تاریخی آذربایجانی هم شامل تخریب کامل و هم تغییر هویت و بازنمایی متفاوت آنها بهصورت همزمان بوده است.
توهین به آرامستانها – هدف قرار دادن حافظه جمعی
قبرستان جبرئیل
یکی از شدیدترین و نمادینترین جرایم علیه میراث فرهنگی، تخریب سیستماتیک قبرستانهاست. این موارد تنها به ویرانی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه بهعنوان حملهای علیه حافظه جمعی مردم، تداوم تاریخی و هویت فرهنگی آنها ارزیابی میگردد. در شهرستانهای آغدام، فضولی، زنگیلان، کلبجر و جبرئیل، تخریب دهها قبرستان، نبش قبرها و نابودی سنگقبرها نقض آشکار و جدی حقوق بینالملل بشردوستانه محسوب میشود. چنین اقداماتی فراتر از یک منطقه جنگی عمل کرده و بهعنوان ابزاری برای تأثیرگذاری ایدئولوژیک و روانی نیز بهکار رفتهاند. هدف تنها حذف آثار مادی نبوده، بلکه تخریب حافظه نسلهای آینده نیز دنبال شده است.
مداخله در میراث دینی – پیامهای ایدئولوژیک و خشونت نمادین
در دوره اشغال، موارد متعددی از هتک حرمت مساجد دارای بار سیاسی و ایدئولوژیک خاصی بوده است. گزارشها نشان میدهد که از ۶۷ مسجد موجود در مناطق اشغالی، ۶۵ مسجد تخریب شده و دو مسجد دیگر نیز بهصورت جزئی ویران شده و حتی به نگهداری حیوانات مانند خوک و گاو و تبدیل شدن به طویله مورد استفاده قرار گرفتهاند. تبدیل اماکن مقدس به محل نگهداری حیوانات تنها یک عمل وندالیستی نیست، بلکه نوعی تحقیر آشکار ارزشهای دینی و شکل نمادین خشونت علیه طرف مقابل محسوب میشود.

مسجد جمعه آغدام
اینگونه رفتارها علاوه بر آنکه با هنجارهای حقوق بینالملل مغایرت دارند، نشان میدهند که این مناقشه صرفاً یک اختلاف ارضی نیست، بلکه در لایههای عمیقتر به تقابل بر سر هویت و فرهنگ نیز مرتبط است. شواهد بصری و گزارشهای نهادهای بینالمللی نقش مهمی در تأیید این واقعیتها دارند و موضوع را از سطح برداشتهای احساسی به سطح بررسیهای مستند و مبتنی بر واقعیت منتقل میکنند.
حذف میراث آذربایجانی در خاک ارمنستان

ایروان، مسجد خان
تخریب و حذف میراث فرهنگی آذربایجانی در ارمنستان
تخریب و وندالیسم علیه آثار فرهنگی، تاریخی و مذهبی آذربایجانی تنها به مناطق اشغالشده محدود نبوده است. ناپدید شدن تقریباً کامل میراث فرهنگی متعلق به مردم آذربایجان در قلمرو ارمنستان نشاندهنده وجود یک سیاست گستردهتر در این زمینه است. در شهر ایروان، مساجد موجود یا تخریب شدهاند یا دچار تغییر کاربری شدهاند؛ روندی که نه بهعنوان تحول فرهنگی، بلکه بهعنوان نوعی حذف هویت قابل ارزیابی است.
معرفی مسجد کبود در قالبی متفاوت فرهنگی در حال حاضر نیز نشاندهنده این است که میراث فرهنگی نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر معنایی نیز دستخوش تغییر شده است. این رویکرد را میتوان تلاشی در جهت بازنویسی واقعیت تاریخی و ساختن روایت جایگزین دانست.
دستکاری در میراث آلبانیایی در قرهباغ
در کنار تغییرات ایجاد شده بر روی آثار مسیحی در قرهباغ، ماهیت برخورد با میراث فرهنگی در این منطقه نیز آشکارتر میشود. حذف کتیبهها، تغییر عناصر معماری و دور کردن بناها از هویت اولیهشان نشان میدهد که این اقدامات صرفاً مداخلات تصادفی نیستند، بلکه بخشی از یک رویکرد نظاممند به شمار میروند. این روند در جهت تغییر انتساب تاریخی آثار و ارائه آنها در یک چارچوب فرهنگی متفاوت انجام شده است.
بهگفته پژوهشهای تاریخی و علمی، بخش قابل توجهی از آثار مسیحی موجود در قرهباغ به دولت و فرهنگ آلبانیای قفقاز تعلق دارد. با این حال، در دوره اشغال، تغییراتی بر روی این کلیساها و معابد انجام شده که از آن بهعنوان روندی هدفمند در جهت «ارمنیسازی» این آثار یاد میشود. این مداخلات باعث تضعیف نشانههای تاریخی اصلی بناها شده و عناصر منتسب به منشأ متفاوت به آنها افزوده شده است؛ در نتیجه، محتوای اولیه و اصالت تاریخی این آثار دستخوش تغییر و تحریف شده است.
معبد « أغوغلان» واقع در منطقه لاچین، یکی از آثار مسیحی دوره اوایل قرون وسطی و متعلق به معماری آلبانیای قفقاز محسوب میشود. شیوه ساخت و ساختار پلان آن با سنتهای معماری مذهبی آلبانیای قفقاز همخوانی دارد. گزارشها حاکی از آن است که در دوره اشغال، تغییراتی در این بنا انجام شده که شامل نوسازی برخی عناصر مذهبی و ارائه آن در قالب تفسیری متفاوت بوده است.

معبد أغوغلان
صومعه «آماراس» در شهرستان خوجاوند یکی از کهنترین مراکز مسیحی منطقه به شمار میرود. منابع تاریخی، ارتباط این مکان را با کلیسای آلبانیای قفقاز نشان میدهند. با این حال، در دورههای بعدی، در نتیجه مداخلات صورتگرفته، مواردی مانند تغییر برخی کتیبهها و بازطراحی فضای داخلی بنا گزارش شده است.

صومعه خداآوانگ
معبد «گنجهسر» نیز در منطقه کلبجر واقع شده و از جمله آثار مذهبی شناختهشده این ناحیه به شمار میرود. کتیبهها و تزئینات این بنا دورههای مختلف تاریخی را بازتاب میدهند. با این حال، در برخی موارد، تفسیر و ارائه این عناصر دستخوش تغییراتی از سوی ارمنیان شده و منشأ تاریخی بنا بهگونهای متفاوت معرفی گردیده است.
معبد گنجهسر
صومعه «خاطیروَنگ» نیز شاهد مداخلات مشابهی بوده است. در نتیجه برخی بازسازیها، تغییرات جزئی در ویژگیهای اولیه معماری و تضعیف بخشی از نشانههای تاریخی آن مشاهده شده است. این موارد نشان میدهد که این بناها نهتنها از نظر فیزیکی، بلکه از نظر هویت تاریخی نیز دستخوش نوعی تحول قرار گرفتهاند.

صومعه خاطیروَنگ
این رویکرد تنها در سطح دینی و معماری محدود نمیماند، بلکه تلاشی برای بازسازی روایت تاریخی نیز محسوب میشود. هدف از این روند، با تغییر انتساب آثار، ایجاد «پشتوانه تاریخی» برای ادعاهای سیاسی آینده بوده است.
استراتژی پاکسازی فرهنگی – اهداف و پیامدهای ژئوپلیتیکی
تمامی موارد ذکرشده در یک خط منطقی واحد قرار میگیرند: سیاست اجراشده در دوره اشغال، یک استراتژی گسترده پاکسازی فرهنگی بوده است. هدف اصلی این استراتژی تغییر ساختار جمعیتی و فرهنگی مناطق، حذف نشانههای تاریخی و ایجاد زمینههای مصنوعی برای مشروعسازی ادعاهای سیاسی در آینده بوده است.
این فرآیند نه تنها در سطح منطقهای، بلکه در نظام روابط بینالملل نیز پیامدهایی دارد. زیرا چنین حملات نظاممند به میراث فرهنگی، موضوعاتی مانند کارآمدی حقوق بینالملل، عملکرد سازوکارهای نظارتی و واکنش نهادهای جهانی را به میان میکشد.
ارمنستان نمیتواند از مسئولیت فرار کند

مسجد جمعه آغدام
تحلیل جامع واقعیتهای موجود نشان میدهد که تخریبهای فرهنگی انجامشده در دوره اشغال، رویدادهای تصادفی نبوده، بلکه نتیجه یک سیاست نظاممند بوده است. این سیاست علاوه بر نقض حقوق بینالملل، تهدیدی جدی برای ثبات بلندمدت منطقه نیز ایجاد کرده است.
امروز، روند بازسازی در حال انجام، نه تنها بازسازی زیرساختها، بلکه بازگرداندن عدالت تاریخی نیز محسوب میشود.
پایان اشغال به معنای فراموش شدن یا نادیده گرفتن اقدامات وندالیستی علیه آثار دینی، فرهنگی و تاریخی مردم آذربایجان نیست و مسئولیت را از ارمنستان سلب نمیکند. ایروان نباید فراموش کند که در طول ۳۰ سال، نسبت به ویرانیها، اکوساید، و آسیبهای عمیق واردشده به باورهای دینی و حافظه تاریخی یک ملت، مسئولیت دارد؛ چه از نظر اخلاقی و چه از نظر حقوقی.