تنگه هرمز مسیری آبی باریک است که خلیج فارس را از جنوبغرب به خلیج عمان و از آنجا به اقیانوس آزاد متصل میکند و به عنوان یکی از مهمترین نقاط استراتژیک انرژی جهان باقی میماند. با وجود اندازههای جغرافیایی نسبتاً کوچک، روزانه تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت از طریق این آبراهی حمل میشود که معادل تقریباً ۲۰٪ عرضه نفت جهانی است. علاوه بر این، حجم زیادی از گاز طبیعی مایعشده که عمدتاً از قطر و امارات متحده عربی صادر میشود، از همین مسیر عبور میکند. این جریانهای انرژی نقش مهمی در تأمین انرژی کشورهای آسیایی، از جمله چین، ژاپن، هند و کره جنوبی، که یکی از سریعترین مناطق در حال توسعه جهان هستند، ایفا میکنند. هرگونه تنش در منطقه فوراً بر قیمتهای جهانی انرژی، جریانهای تجاری و بازارهای مالی تأثیر میگذارد و همزمان باعث ایجاد واکنشهای زنجیرهای اقتصادی در چند قاره میشود.

اهمیت راهبردی تنگه هرمز چیز جدیدی نیست. از قرن پانزدهم و شانزدهم، پرتغال، امپراتوری عثمانی و صفویان بر سر کنترل این مسیر رقابت میکردند. در آن دوران، بندر هرمز نقش یک مرکز مهم را ایفا میکرد که جریانهای تجاری بین خلیج فارس و اقیانوس هند را مدیریت میکرد. امروز، اگرچه ویژگیهای جغرافیایی تنگه همچنان اهمیت خود را حفظ کردهاند، دامنه تأثیر آن اکنون ماهیتی جهانی یافته است. هرگونه وقفه در تأمین نفت و گاز فوراً بر فعالیتهای صنعتی، قیمتها و جریانهای مالی تأثیر میگذارد. برای مثال، چین تقریباً یکسوم نفت وارداتی خود را از طریق این مسیر تأمین میکند و افزایش قیمت به طور مستقیم هزینههای تولید را بالا میبرد، فشار تورمی را تقویت میکند و بر تراز پرداختهای کشور تأثیر میگذارد. وابستگی ژاپن و کره جنوبی به این مسیر حدود ۲۵ تا ۲۸٪ است که بر هزینه برق و هزینههای صنعتی اثر میگذارد. هند نیز تقریباً ۲۰٪ از واردات نفت خود را از طریق این تنگه دریافت میکند و افزایش قیمت سوخت باعث افزایش هزینههای حمل و نقل، تقویت تورم و گرانتر شدن سبد مصرفی میشود. کشورهای اروپایی این اثر را بیشتر بهطور غیرمستقیم تجربه میکنند؛ از طریق افزایش هزینههای تولید صنعتی و فشار تورمی ناشی از بالا رفتن قیمت نفت و گاز. ایالات متحده، با وجود منابع انرژی داخلی، از طریق تغییرات قیمت انرژی جهانی و نوسانات بازارهای مالی با اثرات غیرمستقیم مواجه میشود.
ماههای اخیر، حساسیت بازارهای جهانی انرژی را بار دیگر نشان داد. مسدود شدن تنگه توسط ایران باعث کاهش شدید حمل و نقل حاملهای انرژی شد و این امر منجر به افزایش سریع قیمت نفت گردید. به طوری که قیمت نفت شاخص «برنت» در برخی مقاطع تقریباً به سطح ۱۲۰ دلار نزدیک شد. هزینه بیمه تانکرها بهطور قابل توجهی افزایش یافت، بسیاری از شرکتهای بینالمللی حمل و نقل را موقتاً متوقف کردند و مسیرهای جایگزین تنها توانستند حدود یکچهارم حجم کل عبوری از تنگه هرمز را جبران کنند. زیرساختهای جایگزین دریایی محدود است و نمیتواند عملکرد تنگه را بهطور کامل جایگزین کند. به همین دلیل، تنگه هرمز یک مسیر ترانزیتی تقریباً ضروری برای سیستم انرژی جهانی محسوب میشود.

تجلی اقتصادی منافع سیاسی
تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که اقتصادهای جهان نسبت به تحولات این منطقه فوقالعاده حساس هستند. بحرانهای نفتی سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ نشان داد که کاهش عرضه منجر به افزایش شدید قیمتها و اختلالات اقتصادی بلندمدت میشود. امروزه وابستگی به منطقه خلیج فارس حتی بیشتر شده است: زنجیرههای تجاری جهانی پیچیدهتر شدهاند، تقاضای انرژی افزایش یافته و صادرات تنها از طریق مسیرهای محدود انجام میشود که حساسیت اقتصاد جهانی را افزایش میدهد. حتی وقفههای کوتاهمدت نیز باعث افزایش قیمتها، رشد هزینههای تولید، تغییر در جریانهای مالی و افزایش نوسان در بورسها میشوند.
تنگه هرمز نه تنها بر فرآیندهای اقتصادی، بلکه بر چشمانداز ژئوپلیتیکی منطقه نیز تأثیر جدی دارد. وابستگی کشورهای آسیایی به این مسیر از نظر انرژی، آنها را نسبت به ریسکهای بالقوه بسیار حساس میکند. ایالات متحده و اتحادیه اروپا نیز با توجه به پیامدهای احتمالی برای ثبات جهانی، مجبور به شکلدهی سیاست خارجی خود میشوند. این تنگه همچنان بهعنوان شریان حیاتی عبور جریانهای نفت و گاز باقی مانده و این جریانها بهطور مستقیم بر وضعیت اقتصادی کشورهای صادرکننده و واردکننده، ثبات منطقه و عملکرد سیستمهای مالی جهانی تأثیر میگذارند. امنیت آن بهطور مستقیم با اقتصاد جهانی مرتبط است و هرگونه تنش در منطقه فوراً بر قیمت انرژی، زنجیرههای تأمین و تجارت بینالمللی اثر میگذارد.
برندگان
از نظر منابع انرژی، تولیدکنندگانی که بهطور مستقیم به لجستیک خاورمیانه وابسته نیستند، میتوانند از وضعیت موجود تا حدی بهرهمند شوند. این دسته شامل کشورهایی مانند استرالیا، ایالات متحده، مالزی، اندونزی و روسیه است. از منظر اقتصادی، ممکن است برای آذربایجان نیز مزایایی ایجاد شود. زیرساختهای نفت و گاز موجود در کشور امکان واکنش سریع به افزایش قیمتها و گسترش عرضه به بازارهای خارجی را فراهم میکند. در کوتاهمدت، صادرکنندگان انرژی خارج از منطقه درگیر در درگیری، از جمله روسیه، میتوانند از طریق کاهش تخفیفها و افزایش سهم خود در بازارهای آسیایی درآمد اضافی کسب کنند.
علاوه بر این، کشورهای جنوبشرق آسیا نیز میتوانند از نظر گردشگری بهرهمند شوند. کاهش سفرها به خاورمیانه ممکن است جریان گردشگران به این منطقه را افزایش دهد. با این حال، چنین بحرانهایی ماهیتاً به عنوان «مالیات» اضافی بر تجارت جهانی عمل میکنند: هزینههای لجستیک و انرژی افزایش مییابد، تورم سرعت میگیرد و رشد اقتصادی کاهش مییابد. بنابراین، در بلندمدت، تعداد بهرهمندان واقعی محدود خواهد بود و کشورهایی که بتوانند مسیرهای صادراتی خود را سریع تطبیق دهند و از افزایش قیمتها بهره ببرند، برتری خواهند یافت.

اثر دومینو
امروزه تنگه هرمز دیگر تنها یک پدیده جغرافیایی نیست، بلکه به عنوان یک شاخص استراتژیک اقتصاد جهانی محسوب میشود. این تنگه یکی از عوامل اصلی تعیینکننده دینامیک قیمت انرژی، ثبات تأمین و تصمیمات سرمایهگذاری بازیگران بزرگ در بازارهای جهانی است. هرگونه تغییر در شرایط ترانزیت میتواند با ایجاد اثر دومینو بر شرکتهای انرژی، بازارهای مالی، بخش صنعت و در نهایت مصرفکنندگان سراسر جهان تأثیر بگذارد. بنابراین، امنیت و عملکرد بدون وقفه این تنگه برای حفظ ثبات اقتصادی جهانی و پیشبینیپذیری تجارت بینالمللی از اهمیت حیاتی برخوردار است.
امیل اسماعیلوف