«جورجیوس پاپاندرئو، نخست وزیر خسته یونان، برای سوالپرسی برای شام با مرکل و سارکوزی به کن دعوت شده بود.
... لاگارد (رئیس بانک مرکزی اروپا)، باروسو (رئیس کمیسیون اروپا) و دیگر مقامات اروپایی نیز به عنوان نمایندگان بانک مرکزی اروپا به مرکل و سارکوزی پیوستند.
- آنها به شدت از پاپاندرو عصبانی بودند زیرا او اعلام کرد که بدون مشورت به همه پرسی می روند - باروسو به یاد می آورد - ایده این بود که باید با او به تندی صحبت کنیم و توضیح دهیم که قبل از این همه پرسی یک پنی پول به یونان اختصاص نخواهد یافت.
سارکوزی و مرکل هر دو از همه پرسی خشمگین بودند. مرکل و سارکوزی از دو مردی که در طرف مقابل میز نشسته بودند - نخست وزیر یونان و وزیر دارایی اوانجلوس ونیزلوس - عصبانی بودند.
... در تمام این سالها هرگز شاهد چنین رفتار غیردیپلماتیکی نبودم - ونیزلوس بعدها گفت - سارکوزی به شدت عصبی بود. هیچ کس نمی توانست دهان خود را باز کند زیرا او مدام صحبت می کرد. مرکل ساکت نشست، اما معلوم بود که چه میخواهد بگوید: یا رفراندوم را لغو میکنید یا آن را برگزار میکنید، اما با یک سوال متفاوت: «به یورو بله یا نه؟»
باروسو به یاد می آورد که این یک جلسه بسیار پرتنش بود، رئیس جمهور سارکوزی فشار زیادی بر پاپاندرو وارد کرد.
... پاپاندرئو مورد فشار قرار گرفته بود.
...نخست وزیر یونان از خستگی نزدیک بود از روی صندلی بیفتد. انگار هوا هم یخ زده بود. چهره همه گیج و متشنج بود. در همان لحظه، باروسو به ونیزلوس نزدیک شد و چیزی در گوش او زمزمه کرد. اما پاپاندرو نشنید که چه گفت.
باروسو به یاد می آورد: «من به او گفتم که همه پرسی باید لغو شود، در غیر این صورت یونان را دقیقا از منطقه یورو بیرون خواهند کرد.
پس از آن که نخست وزیر یونان و هیئت از شب گذشته ۱۵ دقیقه مانده به ۵ صبح در فرودگاه آتن فرود آمدند، ونیزلوس بیانیه ای مختصر در رد ایده رفراندوم و مخالفت آشکار با نخست وزیر خود صادر کرد.»
آلن فریدمن، کتاب «راه من».
این یادداشت گزیده ای کوتاه از مکالمه ای است که باروسو رئیس سابق کمیسیون اروپا شاهد آن بوده و به آلن فریدمن بازگو کرده است.
***
وقتی این کتاب را خواندم، جلسات فشرده دیپلماتیک علی اف پس از جنگ میهنی ادامه داشت. او در یک جلسه ای در پراگ بود. میشل، مکرون، پاشینیان و علی اف تنها در مقابل آنها. بله، علی اف در مقابل ارمنستان و کسانی که میخواستند از موقعیت استفاده کنند و منطقه را ترک نکنند، به تنهایی ایستاد. او طبق معمول با لبخند همیشگی خود به فشارهای بعدی پاسخ داد.
اعضای تیم او می گویند که تعداد تماس های تلفنی بی وقفه قبل، در طول و بعد از جنگ میهنی هر روز افزایش می یافت. در آن تماس ها همه چیز بود: درخواست، فشار، اشاره. افراد زیادی بودند که می خواستند در آذربایجان ماموریت کنند و سعی می کردند از عملیات ضد تروریستی برای حل کامل مشکل جلوگیری کنند. واضح است که ارمنستان نورچشمی آنها نبود، نکته اینجاست که ارمنستان همیشه آماده فشار و استفاده علیه همسایه است.
من این قسمت از کتاب «راه من» را به این علت با مخاطب عزیزم به اشتراک گذاشتم که مخاطب خودش از زبان شاهد بخواند و بداند در اصل شاهدی که جایگاه سیاسی جدی به عنوان رئیس کمیسیون اروپا دارد گفته بود که حجم آن فشارها چقدر بی رحمانه انجام شده است. و اینکه حتی رهبران کشورهای بزرگ هم نتوانستند در مقابل تهدیدها مقاومت کنند. این مانند تنش های مناظره تلوزیونی و یا گفتگوی رسانه های اجتماعی نیست. در اینجا سرنوشت فرد و دولت تعیین می شود. برای مقاومت به بردباری نیاز است...
او از پس این کار آمد. در کنار اراده سیاسی، تجربه، مهارت دیپلماتیک، شخصیت و شجاعتش این فرصت را به او داد. علی اف موفق شد، در مقابل فشارها ایستاد و تمامیت ارضی و حاکمیت آذربایجان را به طور کامل بازگرداند.
علی اف دیروز سوگند یاد کرد. مردم آذربایجان جناب علی اف را برای ۷ سال آینده به رهبری انتخاب کردند. دلیل اصلی این انتخاب همان نکته ای بود که نوشتم. آذربایجانی ها همراه با پیروزی علی اف به حفظ و تقویت نتایج این پیروزی، تمامیت ارضی و حاکمیت کشور رأی دادند. زیرا برای حفاظت از این پیروزی، بازسازی قره باغ، برای تضمین بازگشت بزرگ، باید در برابر آن فشارها مقاومت کرد، ایستاد و اراده کرد. این فقط یک مسئله اقتصادی نیست، با خیال راحت «پول داریم، حلش می کنیم» نیست.
اکنون بازگشت آذربایجانی ها به قره باغ، احیای آن، تبدیل شدن قره باغ به بخشی از زندگی ما یک دغدغه روزمره نیست، بلکه جوهر سیاست بزرگ است. هر خانه ای که آنجا ساخته می شود، هر آذربایجانی که برمی گردد، هر شغلی که باز می شود، هر مراسمی که برگزار می شود، کسانی را که نقشه های موذیانه ای در مورد قره باغ دارند، یک قدم از آن نقشه دور می کند. ایستادن در برابر آن دسیسه ها شجاعت و دلی بی باک میطلبید. آذربایجانی ها در ۷ فوریه به آن شجاعت رای دادند. این تشکر از گذشته و اعتماد به آینده است.
دیروز علی اف سوگند یاد کرد و شروع کرد. خود او در رابطه با دوره ریاست جمهوری بعدی خود چندین بار از عبارت مرحله جدید و عصر جدید استفاده کرد.
پیام او به جوانان پرمعنی بود، پیغام او بیشتر به جوانان بود.
من از جهت گیری او در سیاست خارجی بسیار خوشحال بودم. او مثل همیشه بر احترام به همه کسانی که به ما احترام می گذارند، احترام به قوانین بین المللی تاکید کرد و سازمان کشورهای تورک را به عنوان اصلی ترین سازمان بین المللی برای ما ارزیابی کرد: «سازمان کشورهای تورک برای ما سازمان بین المللی اصلی است. ما خانواده دیگری نداریم. خانواده ما جهان تورک است.»
راه ما روشن باد!