از اواخر سال گذشته، اعتراضاتی که در ایران رخ دادهاند، فراتر از دستور کار داخلی اجتماعی ـ سیاسی کشور رفته و به یکی از محورهای اصلی بحثهای سیاسی در سطح منطقهای و بینالمللی تبدیل شدهاند. این روندها از یک طرف بهعنوان نمود آشکار مشکلات اجتماعی، اقتصادی و نهادیای ارزیابی میشوند که در طول سالیان متمادی در جامعه ایران شکل گرفتهاند. از طرف دیگر، در برخی رویکردها ادعا میشود که این اعتراضات فقط به نارضایتیهای خودجوش اجتماعی محدود نبوده و در چارچوب منافع ژئوپلیتیکی برخی بازیگران خارجی هدایت شدهاند.
دقیقاً همین رویکردهای متعارض که لزوماً یکدیگر را نفی نمیکنند، ضرورت تحلیل رویدادهای مشاهدهشده در ایران را نهتنها بهعنوان بیان نارضایتیهای اجتماعی ـ اقتصادی، بلکه همزمان در چارچوب ثبات سیاسی داخلی کشور، سازوکارهای امنیتی و توازنهای منطقهای ـ ژئوپلیتیکی، و در یک بستر سیاسی ـ امنیتی گستردهتر و چندبعدی، ایجاب میکند.
دلایل اعتراضات ـ نمایی از داخل ایران
مجتبی دمیرچیلو، سفیر ایران در آذربایجان، که در آن زمان در ایران بود و روند اعتراضات را مستقیماً در محل دنبال میکرد، در مورد وضعیت به خبرگزاری آپا گفت که مرحله اولیه اعتراضات به دلیل فراخوانهای سیاسی شکل نگرفته، بلکه به دلیل نارضایتی اجتماعی-اقتصادی بوده است.
به گفته وی، در آغاز روندها، انگیزه اصلی اعتراضات نگرانیهای اجتماعی مرتبط با اصلاحات اقتصادی، سیاستهای قیمتی و شرایط زندگی روزمره بوده است. از این منظر، سفیر تأکید کرده است که اعتراضات در مرحله اولیه هدفی سیاسی نداشته و بیشتر بهعنوان بیان مطالبات اجتماعی ـ اقتصادی مطرح شدهاند:
«اعلام بسته جدید اصلاحی دولت در پایان دسامبر درباره قیمتهای بنزین یارانهای و کالاهای اساسی موجب بیثباتی در بازار شد و اعتراض قشر «بازار» که علاوه بر ابعاد اقتصادی، نفوذ اجتماعی ـ سیاسی نیز دارد را به دنبال داشت. تعطیلی فروشگاهها بهعنوان نمادی از این نارضایتی تلقی میشود. در مرحله اولیه اعتراضات ماهیتی مسالمتآمیز داشت و دولت از طریق گفتوگوی رئیسجمهور پزِشکیان با کارآفرینان توانست وضعیت را تحت کنترل قرار دهد. اما در ۸ و ۹ ژانویه، فراخوانهای گروههای رادیکال مخالف مستقر در خارج، روند را به سطحی متفاوت منتقل کرد. اعتراضات مسالمتآمیز در مدت کوتاهی جای خود را به خشونت و آشوب داد و اماکن غیرنظامی و نیروهای امنیتی هدف قرار گرفتند.»
سفیر معتقد است که در حالی که مشکلات اقتصادی زمینهای برای نارضایتی واقعی ایجاد میکند، تبدیل اعتراضات به یک بحران امنیتی نتیجه یک سناریوی از پیش برنامهریزی شده توسط عوامل خارجی است.
مجتبی دمیرچیلو برخی اظهارات مقامات آمریکایی را نمونهای آشکار از مداخله در امور داخلی دیگر کشورها ارزیابی میکند. به گفته وی، چنین اظهارات بیمسئولانه که مغایر اصول اساسی حقوق بینالملل است، بخشی از «جنگ هیبریدی» علیه ایران محسوب میشوند و وجود یک استراتژی هدفمند برای برهم زدن ثبات داخلی کشور را نشان میدهند.
نگاه منطقهای – دلایل اعتراضات از منظر همسایگان ایران
![]()
پروفسور آیلین اونور نوی، تحلیلگر سیاسی ترکیه، به خبرگزاری آپا اعلام کرده است که ریشه اعتراضات مشاهدهشده در ایران، مشکلات اجتماعی ـ اقتصادی انباشته شده در طول مدت طولانی است و این نارضایتیها در سایه تأثیر تحریمها بر اقتصاد عمیقتر شدهاند:
« دلیل اصلی اعتراضات اخیر در ایران، بحران اقتصادی عمیقتر و طولانیمدت در داخل کشور و نارضایتی اجتماعی ناشی از آن است. تورم بالا، بیکاری، افزایش قیمت کالاهای اساسی روزمره و تأثیر پایدار تحریمها بر اقتصاد، تنش اجتماعی را در میان بخشهای گستردهای از جمعیت افزایش داده است. علاوه بر این، نارضایتیها درباره آزادیها، امکان مشارکت سیاسی و سازوکارهای حکمرانی نیز بهعنوان مشکلات ساختاری موجود در جامعه طی سالها، زمینه اعتراضات را فراهم کردهاند.»
از طرف دیگر، عمار قحف، تحلیلگر سیاسی سوری، دلایل اعتراضات در ایران را تنها ناشی از نارضایتیهای اجتماعی داخلی نمیداند و آن را در یک زمینه گستردهتر منطقهای و استراتژیک مورد بررسی قرار میدهد.
به نظر او، اگرچه اعتراضات فعلی از نظر مقیاس و شدت با موجهای قبلی متفاوت است، اما تا حد زیادی نتیجهی استراتژی منطقهای امنیتمحور و مبتنی بر نیابتی است که دولت ایران سالهاست تدوین کرده و به یک بار داخلی تبدیل شده است.
عمار قحف به خبرگزاری آپا گفت: «اختصاص بخش عمدهای از منابع ایران به جبهههای خارجی، بهویژه تأمین مالی نیروهای نیابتی، موجب تضعیف رفاه اجتماعی و پایداری نهادی در داخل کشور شده است.»
منظره از آن طرف اقیانوس
پائولو فون شیراخ، تحلیلگر سیاسی آمریکایی، دلیل اعتراضات در ایران را ناشی از نارضایتی انباشتهشده در جامعه ایران طی سالها ارزیابی میکند.
به نظر او، خستگی و بیاعتمادی جدی نسبت به حکومت در جامعه ایران شکل گرفته است و این اکنون نه تنها در میان گروههای اجتماعی منفرد، بلکه در میان تودههای وسیع مردم نیز به نارضایتی تبدیل شده است.
تحلیلگر آمریکایی به خبرگزاری آپا گفت که علاوه بر عوامل داخلی، ضعف کنونی دولت ایران نیز از دلایل اصلی ناآرامیها محسوب میشود: «وضعیت وخیم اقتصادی، کمبود کالاهای اساسی روزمره و کاهش شدید رفاه اجتماعی، تنشها در جامعه را افزایش داده است. همزمان، ارتش ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ماههای اخیر بر اثر حملات انجامشده توسط آمریکا و اسرائیل، ضربههای شدیدی متحمل شدهاند که این خود بهعنوان یک عامل اضافی موجب تضعیف توانمندیهای امنیتی دولت شده است.»
نگاه غربی – فرانسه چه میبیند؟
گیل میهایلی، مفسر سیاسی فرانسوی، در بیانیهای به خبرگزاری آپا، دلایل اعتراضات در ایران را یک بحران ساختاری بلندمدت و چندلایه دانست.

به گفته وی، ناآرامیهای کنونی تنها ناشی از نارضایتی اجتماعی لحظهای نیست، بلکه نقطه اوج مشکلات سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیکی است که طی ۲۵ سال گذشته انباشته شدهاند: «تورم، بیارزش شدن ارز ملی، بیکاری، کمبود مسکن و کاهش شدید قدرت خرید، ناامیدی را در جامعه عمیقتر کرده است. تحریمهای غرب، فساد سیستماتیک و مدیریت نادرست اقتصادی بهشدت توانایی دولت در حفظ ثبات اجتماعی را محدود کردهاند.»
تأثیرات احتمالی بر منطقه
اعتراضات در ایران تنها محدود به ثبات سیاسی داخلی کشور نیست، بلکه بهعنوان عاملی با تأثیر بالقوه بر منطقه و خاورمیانه نیز ارزیابی میشود. ایران بهمدت طولانی در امنیت، انرژی و فرآیندهای سیاسی منطقه نقش مهمی ایفا کرده است و عدم قطعیتهای داخلی آن به دقت توسط کشورهای همسایه و بازیگران منطقهای رصد میشود. روند این فرآیندها احتمال تغییر اولویتها در سیاست منطقهای ایران، کاهش احتمال مداخله خارجی یا برعکس، انتخاب یک خط خارجی سختگیرانهتر برای منحرف کردن توجه را مطرح کند. از این منظر، ممکن است وقایع ایران بر بحثهای سیاسی و امنیتی در گستره جغرافیایی وسیعی از سوریه تا ترکیه تأثیر بگذارد.

پروفسور آیلین اونور نوی، تحلیلگر سیاسی ترکیه، تأثیر احتمالی اعتراضات ایران بر ترکیه را عمدتاً از منظر امنیت، اقتصاد و ثبات منطقهای ارزیابی میکند:
«هرگونه بیثباتی گسترده تنها به تعمیق مشکلات داخلی ایران محدود نمیشود، بلکه برای کشورهای منطقه، از جمله ترکیه، ریسکهای اضافی ایجاد میکند. تا کنون عدم رسیدن اعتراضات به سطح تغییر رژیم، برای آنکارا عمدتاً بهعنوان وضعیتی قابل کنترل تلقی میشود.»
عمار قحف، تحلیلگر سیاسی سوری، تأکید کرده است که اگرچه اعتراضات در ایران از نظر وسعت و شدت بیسابقه هستند، اما هنوز از نظر رهبری واحد و برنامه سیاسی مشخص، نامشخص باقی ماندهاند. قحف افزود که ایران نسبت به سالهای گذشته در سوریه از نظر نظامی و سیاسی عقبنشینی قابل توجهی داشته است.
بعد از این چه اتفاقی میتواند بیفتد؟

پروفسور آیلین اونور نوی، معتقد است که در مرحله فعلی، احتمال آنکه اعتراضات به تغییر رژیم منجر شود، کم است و روندها عمدتاً میتوانند در چارچوب مدیریت نارضایتیهای اجتماعی ـ اقتصادی شکل بگیرند.
عمار قحف اما پیامدهای وقایع ایران را بیشتر از منظر تغییرات تدریجی و غیرمستقیم ارزیابی میکند. به گفته وی، احتمال اینکه اعتراضات در آینده نزدیک به تغییر ناگهانی و رادیکال رژیم منجر شود، بالا نیست، اما این روندها میتوانند ایران را وارد مرحلهای طولانی از درگیریهای داخلی کنند:
«نتیجه نهایی وقایع بستگی به ماهیت تحولات سیاسی در ایران دارد. اگر تغییرات در مسیر عملی و با هدف بازسازی داخلی پیش برود، میتواند تأثیر تثبیتکنندهای بر منطقه داشته باشد. در غیر این صورت، عدم قطعیت و ضعف در حکومت مرکزی، خطرات جدیدی ایجاد خواهد کرد.»
آیا آمریکا در اتفاقات ایران دخالت خواهد کرد؟
یکی از پرسشهای اصلی در مرکز بحثهای بینالمللی درباره اعتراضات ایران، این است که آیا آمریکا بهطور مستقیم در این روندها مداخله خواهد کرد یا نه. با توجه به تجربههای پیشین واشنگتن در منطقه، اولویتهای جهانی موجود و ریسکهای محتمل، این موضوع نه تنها در سطح نظامی، بلکه در سطوح سیاسی، دیپلماتیک و استراتژیک نیز مورد ارزیابی قرار میگیرد.
به گفته تحلیلگر سیاسی آمریکایی، فون شیراخ، مداخله مستقیم آمریکا در اعتراضات ایران در این مرحله، هم از نظر سیاسی و هم نظامی، سناریویی بسیار پیچیده و پرخطر است.

به گفته وی، واشنگتن نمیتواند عمق و پیامدهای فرآیندهای داخلی ایران را بهطور دقیق پیشبینی کند: «این عدم قطعیت یکی از عوامل اصلی است که آمریکا را از اتخاذ تصمیمات شتابزده باز میدارد. تحریمها تنها در صورت مشارکت گسترده بینالمللی مؤثر خواهند بود، در حالی که تحریمهای محدود و یکجانبه آمریکا ممکن است حکومت ایران را مجبور به عقبنشینی جدی نکند. مداخله نظامی نیز مشکلتر است، زیرا در محیط شهری و در حضور معترضان غیرمسلح، حملات میتواند منجر به فجایع انسانی شود و از نظر سیاسی نتیجه معکوس بدهد. آمریکا تنها در صورتی میتواند اقدامات قاطع انجام دهد که هدف روشن، ائتلاف گسترده و استراتژی بلندمدت داشته باشد؛ در غیر این صورت، موضع واشنگتن محدود به سیاست فشار محتاطانه خواهد بود.»
نتیجهگیری سیاسی
اگرچه اعتراضات ایران ماهیتاً ناشی از مشکلات اجتماعی و اقتصادی هستند، روند آن این تحولات را از چارچوب نارضایتی داخلی محدود فراتر برده و به سطحی چندبعدی از منظر سیاسی و امنیتی رسانده است. بحران ساختاری داخلی، کاستیهای مدیریتی و فشار ناشی از تحریمها زمینه واقعی این اعتراضات را فراهم میکند، اما مواضع و اظهارات بازیگران خارجی موجب میشود که این اعتراضات در بستر ژئوپلیتیک نیز تحلیل شوند. وضعیت موجود نشان میدهد که ایران وارد مرحلهای تعیینکننده شده است که نه تنها ثبات داخلی، بلکه تعادل و معماری امنیتی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. نتیجه نهایی این فرآیندها به تصمیمات سیاسی داخلی و رفتار جامعه بینالمللی بستگی خواهد داشت.
فایق محموداف
ایلگار خودیف
داریانور جعفروا