در روزهای اخیر، در یکی از شبکههای تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران، خواننده و آهنگساز آراز توروسیان (آراز داره) ترانه فولکلور آذربایجانی «ساری گلین» را به زبانهای ارمنی و فارسی اجرا کرده است.
به گزارش آپا به نقل از آژانس مالکیت فکری، شماری از وبسایتهای اینترنتی در ایران، ترانه فولکلور آذربایجانی «ساری گلین» را بهعنوان ترانهای ارمنی معرفی کردهاند.
همچنین اعلام شده است که آراز توروسیان این ترانه را در کانال یوتیوب خود با عنوان «Sari Aghjik» بهعنوان یک ترانه فولکلور ارمنی منتشر کرده است.
در همین ارتباط، آژانس مالکیت فکری اعلام کرده است که «ساری گلین» یک ترانه فولکلور متعلق به ترکهای آذربایجانی است.
بر اساس نظر کارشناس این آژانس، آهنگساز جوانشیر قلی اف، ترانه «ساری گلین» در مقام «شور» ساخته شده است. مقام «شور» یکی از هفت مقام اصلی موسیقی موغام آذربایجان بهشمار میرود و از پرکاربردترین مقامها در فرهنگ موسیقایی ملی است. هزاران ترانه آذربایجانی بر پایه این مقام شکل گرفتهاند و در طول تاریخ در تمامی جشنها و آیینهای مردمی اجرا شدهاند.
از نظر ژانری، «ساری گلین» در قالب «اوزون هوا» قرار میگیرد. «اوزون هوا» بخشی از فولکلور مردمان ترکزبان است. ساختار فرمی برگرفته از این ژانر، آن را از دیگر ترانههای مردمی متمایز میکند،بخش تکراری ندارد. عملکرد بخش تکراری توسط مدولاسیون بخش «شور-شهناز» از مقام «شور» انجام میشود. «شور–شاهناز» یکی از بخشهای اصلی دستگاه «شور» است که تنها در آذربایجان شکل گرفته است.
در کتابی که توسط کامران ایماناف، رئیس هیئت مدیرهی «آژانس مالکیت فکری» نوشته شده و به چندین زبان منتشر شده است با عنوان «قصههای بیگانهی ارمنی»، به بررسی گستردهی سرقتهای ادبی ارامنه و از جمله تلاش برای ارمنیسازی آهنگ ملی «ساری گلین» پرداخته شده است. در این کتاب آمده است:
«در سال ۱۹۲۵ در ایروان، بخشی ویژه برای جمعآوری و مطالعهی موسیقی و فولکلور ملی ایجاد شد. این بخش توسط ملکیان، شاگرد کومیتاس (سوگومونیان) که بنیانگذار موسیقی کلاسیک چندصدایی ارمنی بود، هدایت میشد. در بسیاری از پژوهشهای ارمنی، س. کومیتاس بهعنوان «نابغهٔ موسیقی ارمنی» معرفی میشود؛ اما خودِ او بنا بر «فرهنگنامهٔ موسیقی» که در سال ۱۹۵۹ منتشر شده است، افزون بر اشتغال به موسیقی دینی، بیش از سه هزار ترانه را به نت درآورده که امروزه نزدیک به ۵۰۰ اثر از آنها حفظ و باقی مانده است.»
یکی از همین موسیقیهای مردمی که ثبت شده است، آهنگ بسیار زیبای قدیمی آذربایجانی «ساری گلین» است که تحت عنوان «Yes keza tesa» به عنوان آهنگ ملی ارمنی ارائه شده است («مجموعه مردمنگاری»، جلد ۱، شماره ۵۶). این آهنگ، همراه با دیگر آهنگها، توسط ملکیان با توضیح در «مجموعه مردمنگاری» کومیتاس منتشر شده است. این کمپیلاسیون، چنانکه در کتاب «تاریخ موسیقی اقوام اتحاد جماهیر شوروی» (جلد ۱، ۱۹۷۰) ذکر شده است، بعدها در تنظیمِ آهنگساز زاخاریان (حدود دههٔ ۱۹۳۰ میلادی) ارائه شده است.امروزه نیز با تکرار این «سرقت موسیقیایی» مواجه هستیم: چه در شبکههای تلویزیونی خارجی و چه در مطبوعات بینالمللی گاهی نشان داده میشود که این آهنگ «آهنگ ملی ارمنی» است. برای مثال، اخیراً، زمانی که «مجموعه موسیقی اروپایی» در حال تدوین بود، ارمنیها موفق شدند این گوهر موسیقی را بار دیگر به عنوان یک آهنگ ارمنی ارائه دهند. این باور نکردنی است، اما حقیقت دارد که نه گردآورندگان و ناشران و نه ارمنیهایی که این ترانه را ارائه کردهاند، با ریشهشناسی عبارت «ساری گلین» آشنا نبودهاند. «ساری گلین» فقط به معنای عروس بلوند و درخشان نیست، بلکه معنای پنهانتری نیز دارد. در زبان آذربایجانی، «گِلین» از فعل «گِلْمَک» (آمدن) گرفته شده و «ساری» به معنای «به سوی ما» است، بنابراین «ساری گلین» یعنی «عروسی که به سوی ما میآید.»به این ترتیب، در «مجموعه موسیقی اروپا» آهنگ ارمنیشدهی «ساری گلین» همچنان به معنای «عروس زرد رنگ» باقی مانده است. هنوز نگفتهایم که بند بینظیر «نَیلیم-نَیلیم» (به معنای «چه کنم؟») در این انتشار با حروف لاتین به زبان آذربایجانی حفظ شده است. معنای این کلمات که برای هر آذربایجانی روشن است،برای کپیکاران ارمنی دستیافتنی نبوده است.همچنین باید اشاره کرد که تلاشهای کومیتاس، بنیانگذار موسیقی ارمنی، برای ارمنیسازی نام این ترانه بینتیجه مانده است.ارامنه این آهنگ را همانطور که در نسخهی آذربایجانی اصلی وجود دارد، با نام «ساری گلین» ارائه و اجرا میکنند.
ذکر شده است که هرگونه تملک آثار مولفان، نمونههای فولکلور و دیگر مظاهر میراث فرهنگی غیرمادی متعلق به ملت آذربایجان توسط ارمنیها، بهطور منظم توسط سازمان مالکیت فکری پیگیری و بررسی میشود و در احیای حقوق مؤلفان یا وراث آنها برای آثار تصاحبشده کمک میشود:«برای هر مورد، تحقیقات در سازمان انجام میشود و گزارشهایی تهیه میگردد که بر اساس شواهد تاریخی و مستند، تعلق آن آثار به ملت آذربایجان را بهطور غیرقابل انکار اثبات میکند و در رسانهها منتشر میشود.»